آیا اصحاب پیامبر بهترین مردم هستند؟

شیعه میگوید: سنی ها میگویند  اصحاب پیامبران بهترین مردمان هستند  این ادعا سراسر نادرست است و هرگز اینطور نیست! زیرا همیشه عده‌اى از همین اصحاب انبیاء؛ چه در حیات و چه پس از رحلت آنان با روش و سیره آنان مخالفت کرده و دست به تحریف دین مى‌زدند. ماجراى مخالفت قوم موسى و گوساله پرستى ایشان شاهدى قوى بر این مدعا است. ابن عباس سامرى را از همسایگان موسى علیه السلام مى‌داند و مى‌گوید به حضرت ایمان آورده بود!!! و با کارى که همین سامرى انجام داد، از میان ششصد هزار نفرى که همراه موسى بودند، تنها ۱۲۰۰۰ نفر با ایمان باقى ماندند!!!.

فخر رازى مى‌نویسد: مقصود از قوم ، افرادى هستند که آنان را با هارون برکناره ساحل دریا که شش صد هزار نفر بودند، ترک کرده بود که به وسیله گوساله گمراه شدند و فقط دوازده هزار نفر سالم ماندند.التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج ۲۲، ص ۸۷،
قارون نیز از کسانى بود که او را به خاطر نورانى بودن چهره،‌ منوّر صدا مى‌زدند؛‌ وى پسر عموى موسى بود و به حضرت ایمان آورده بود؛ اما در زمان حیات آن حضرت کافر شد.
طبرى مى‌نویسد: قارون از قوم موسى بود و شنیده بودیم که او پسر عموى برادر پدرى او است و چون تورات را با صدای خوش مى‌خواند به او منوّر مى‌گفتند؛ ولى این دشمن خدا منافق بود ؛ همان‌گونه که سامرى منافق بود و تجاوزگرى‌اش او را نابود کرد. جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج ۲۰، ص ۱۰۶

پاسخ اهل سنت:
این درست است که اصحاب عام  موسی از بنی اسراییل  برای مدتی محدود مرتد شدند ولی بعد  توبه کردند، 
اما این ناممکن بود که اصحاب موسی بر شرک خود باقی میماندند و باز موسی علیه سلام با آنها مراوده و دوستی میداشت، دختر میداد و دختر میگرفت! و عملا هم موسی آنها را رها نکرد تا که توبه کردند ! و الله،  قارون را در زمین فرو برد.
و همینطور هارون! نیز  به آنها اعتراض کرد اما چون میدانست موسی از کوه طور بیاید مردم تسلیم میشوند لذا فقط به اعتراض و مخالفت زبانی پرداخت و منتظر برگشت موسی علیه السلام شد، والا هارون نیز اگر میدانست موسی آمدنی نیست راه خود را از راه قوم جدا میکرد یعنی  یا قوم باید ایمان میاوردند یا راهشان جدا میشد! 
اما  ای شیعه ها! شما میگویید اصحاب پیامبر گناه کردند و هرگز  توبه ننمودند و پیامبر با آنها مخالفت نکرد و با ایشان مدارا مینمود تا دین حفظ شود!!!
بنابراین مثال شما درباره اصحاب موسی، نمیتواند عقیده شیعه را ثابت کند، یعنی این ممکن است که اصحاب پیامبری مرتد شوند و این هم ممکن است که پیامبری در بین قومی زندگی کند که مثلا لواط کار هستند، اما این ناممکن ضربدر ناممکن است که پیامبری برای پیشبرد دینش با همجنسگرایان  متحد شود و به آنها دختر بدهد و دختر بگیرد و در سفر و حضر آنها  را ملازم رکاب خود کند و همراه آنها به جنگها برود.
یعنی شیعه در باره پیامبر ما و درباره  اصحاب پیامبر ما حرف های میگوید که سابقه در تاریخ ندارد و باور کنید  اگر قلم بدست کافر  عاقلی بدهیم هم  چنین نمیگوید که  علمای شیعه میگویند!!
پس نتیجه اینکه، ما قبول داریم  شماری از اصحاب پیامبران ( و ایضا تعداد انگشت شماری یاران پیامبر ما ) مرتد شدند یا مرتکب فسق شدند اما این را هیچ عاقلی نمیپذیرد که پیامبران در مقابل شرک و ارتداد و فسق یاران خود سکوت کنند و با آنها مدارا نمایند  و تا نفس آخر عمر، آنها را گرامی بدارند و زنانش را از بین دختران همانها انتخاب کنند. و یا به آنها دختر برای همسری بدهند! نه چنین  چیزی در تاریخ مانند ندارد.

شیعه میگوید:
جداى از اینکه رسول خدا صلى الله علیه وآله بر خلاف این ادعا؛که میگویند اصحاب بهترین این امت هستند؛ به جاى اینکه اصحاب خویش را برادران خویش معرفى کند، مى‌فرمایند برادران من کسانى هستند که من را ندیده‌اند و به من ایمان مى‌آورند!!! و آن‌ها را مدح بسیار مى‌کنند: ۱۲۶۰۰ حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا هَاشِمُ بن الْقَاسِمِ قال حدثنا حسن عن ثَابِتٍ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم طُوبَى لِمَنْ آمَنَ بی ورآنی مَرَّهً وَطُوبَى لِمَنْ آمَنَ بی ولم یرنی سَبْعَ مِرَارٍ
رسول خدا فرمود: خوشا به حالی کسى که به من ایمان داشته باشد و یک مرتبه مرا ببیند و خوشا به حال کسى که به من ایمان بیاورد و مرا نبیند ؛ این جمله را هفت مرتبه تکرار فرمود.
و در ادامه مى‌نویسد:
۱۲۶۰۱ حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا هَاشِمُ بن الْقَاسِمِ ثنا حسن عن ثَابِتٍ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَدِدْتُ انی لَقِیتُ إخوانی قال فقال أَصْحَابُ النبی صلى الله علیه وسلم أَوَلَیْسَ نَحْنُ إِخْوَانَکَ قال أَنْتُمْ أصحابی وَلَکِنْ إخوانی الَّذِینَ آمَنُوا بی ولم یرونی. رسول خدا فرمود: دوست دارم برادرانم را زیارت مى‌کردم، اصحاب گفتند: مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود : شما یاران من هستید؛ ولى برادران من افرادى هستند که به من ایمان مى‌آورند و مرا ندیده‌اند. مسند أحمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۵۵
با بودن چنین احادیث صحیحی سنی به چه حقی میگوید که یاران پیامبر بهترین امت هستند؟

پاسخ اهل سنت:
ما نمیگوییم که درجه اصحاب پیامبر در بهشت حتما  از درجه تمام افراد امت بیشتر است
 البته میدانیم درجه ابوبکر از همه امت بالاتر است و میدانیم درجه عمر هم بالاتر از بقیه امت است در مورد حسن و حسین هم میدانیم که درجه ایشان از مرتبه جوانان بهشتی بالاتر است این چیزها را از این دو حدیث دریافتیم و دانستیم:
حدیث اول: [ أبو بکر وعمر سیدا کهول أهل الجنه من الأولین والآخرین ] السلسله الصحیحه مختصره شماره ۸۲۴ شیخ ألبانی گفت: حدیث صحیح
حدیث دوم :[ الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه ].السلسله الصحیحه مختصره شماره ۷۹۶  شیخ ألبانی گفت: حسن صحیح
اما در مورد بقیه اصحاب نیز عقلا و نقلا میگوییم که چون در اثرکوشش های آنها  دین بما رسید لذا در ثواب اعمال ما شریکند پس مشکل است که بتوانیم به مقام آنها برسیم
.
خلاصه  سخن اینکه:
 قبول داریم که بعضی از افراد آخر این امت از افراد نخستینش بهترند ( غیر از افرادی که نامشان را در حدیث داریم و نام برخی را ذکر کردم و درباره نام دیگران الان حضور ذهن و اصلاع ندارم) و الان بیاد آوردم که درباره حضرت علی هم حدیث خاصی داریم رسول الله فرمود :
ابنای هذان : الحسن و الحسین : سیدا شباب أهل الجنه و أبوهما خیر منهما .رواه ( ابن عساکر )از علی و از ابن عمر .تحقیق الألبانی( صحیح ) انظر حدیث رقم : ۴۷ فی صحیح الجامع
اما بطور عموم در حدیث اگر شخصی با ذکر نام در بهشت بالاتر از دیگران باشد در عقیده ما  او بالاتر از همه امت است

 و غیر از این نامبردگان، مانعی ندارد که اگر فردی از آخر این امت مقامش از یک صحابی بالاتر باشد  اما نکته خیلی مهمی که نباید از آن غافل باشیم این است که هرچند که یک نفر امتی  در بهشت میتواند مقامش بالاتر از یک صحابی باشد، اما باز در دنیا صحابی از او بالاتر است! چرا؟ دقت کنید: این مثل مساله زن و شوهر و  مساله پدر و پسر است
هرچقدر هم که پسری در دنیا و آخرت درجات بالاتری از پدرش کسب کند باز احترام پدر مقدم است باز او باید از پدرش ( ولو بیسواد) حرف شنویی کند نه اینکه پدرش از او
یا مثلا حضرت آسیه در قیامت، مقامش از میلیاردها مرد هم بالاتر است اما با این وجود اگر شخصیتی مثل ایشان نیز با یک مسلمان معمولی عروسی میکرد باز باید شوهرش را احترام مینمود  و از او حرفشنویی میداشت!
زیرا عموما این حقوق شوهر یا پدر یا مادر است که به آنها مقام والایی و افضلیت میدهد، و عمل آنها در درجه بعدی اهمیت است!

به همین ترتیب اصحاب و اهل بیت  بالاتر و واجب احترام تر هستند از بقیه امت ( ولو که درجه برخی از افراد امت در قیامت بالاتر از بعضی از  اهل بیت یا اصحاب باشد )  باز در دنیا باید این فرد حق تقدم باید بیادش باشد  پس کوشش شیعه برای سوء استفاده از احادیث برای بدنام کردن صحابه یا کم اهمیت جلوه دادن مقام آنها  ثمری برایش ندارد، برای شیعه بهتری در این است که عقاید باطل خود را رها کند، برای مطمئن کردن دل شیعه های صادق آیات زیر را دلیل میاوریم
در سوره الواقعه  آمده: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ«10» أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ«11» فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ«12» ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ«13» وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ«14»
و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند،آنها مقربانند! در باغهای پرنعمت بهشت (جای دارند)!گروه زیادی (از آنها) از امتهای نخستینند،و اندکی از امت آخرین!
یعنی قرآن بصراحت میگوید که اکثریت  سابقون در اول هستند . آیه دیگری در قرآن هست که  درباره این سابقین اولین توضیح میدهد  و آشکارا میگوید مقصود قرآن از سابقین اولین مهاجرین و انصار و تابعین  هستند: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزی بزرگ! «التوبه/۱۰۰»
اگر شیعه مومن به قران باشد این آیات برای قانع کردنش  کافیست!

 

نویسنده: محمد باقر سجودی

مقاله پیشنهادی

هنگام اختلاف با پدر چگونه با وی صحبت کنم؟

سوال: در اسلام هنگامی که سوء تفاهمی میان پدر و پسر رخ می‌دهد چگونه می‌توان …