پاسخ های ارسال شده در انجمن
-
نویسندهنوشته ها
-
سوال: از آنجاييكه عايشه با حضرت علي دشمني كرد وجنگيد وحتي پس از شهادت ايشان سجده شكر كرد.اهل سنت جواب دهد امام زمان عايشه كه بود؟ بسم تعالی واما-عایشه( رض )امامان بسیاری داشت چون پیامبر برادرش ابوبکر عمرعثمان وخودعلی و اگراگر اگراگراگربه زعم شمادشمن بود همان جوابی که سالهاپی راستی شهیدان که زندان پس حضرت عمربن خطاب میتواندامام زمان عایشه بود
_
2- يا امام زمان عايشه کسي غير از حضرت علي بود. که اين عين دورويي و نفاق است . چراکه زمانيکه جماعت وشورا راي به پدرش مي دهند، همه از جمله جگرگوشه هاي پيامبر مي بايست حتي به اجبار با او بيعت کنند. ليکن زماني که نوبت خلافت حضرت علي مي رسد عايشه از حکم شورا و جماعت سر پيچي مي کند و فرد ديگري را به خلافت و امامت برمي گزيند _
میشه بگیدکی رابه خلافت رساندمرتیکه اینجا منبراخوندهانیست تو هرچی دلت بخوادبگی_
يا عايشه خودش امام زمان خود بود. چون صحابه همگي پاک بوده وقابليت اجتهاد داشته اند. در اين صورت بازاين سوال مطرح مي شود که پس جماعت و شورا براي انتخاب خلبفه مسلمين و گرفتن بيعت چه معنايي داشت. و چرا اين حق براي حضرت علي و فاطمه شناخته نشد. ضمنا ديگر اصحاب مثل طلحه و زبير و خالد و عمار و……نيز مي توانستند خود را امام خود بدانند. بدين ترتيب آيا سنگ روي سنگ بند مي شد_فردانگید نایب امام زمان حضرت خامنه ای معصوم است چون صحابه معصوم هستن مافقط پیامبر رامعصوم میدونیم صحابه هاهم خطا داشتن اماقابلیت اجتهاد را دارن
در
يك تشت مي شنوند، گفت: فدايت شوم، چه كسي آن را براي شما مي آورد؟ پاسخ
داد: مخلوقي است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل]22[.
در )بصائر الدرجات( به نقل از امام صادق آمده است كه مي گويد: »روح مخلوقي
است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل، و او با رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- بود و او را
راهنمايي و ارشاد مي كرد و بعد از او همراه اوصيا) جانشینان پیامبر ( است«]23[.
اثبات غلو شیعیان6:از جمله غلو آنها درباره ائمه شان، اعتقاد آنها به عصمت امامان
از هر نوع گناه و اشتباه بزرگ و كوچك است و سهو غفلت و فراموشي بر آنها جايز
نيست.
شيخ مفيد در اين مورد اجماع اماميه را نقل مي كند: »بي ترديد ائمه براي تنفيذ
احكام، اقامه حدود، حفظ شريعت و تأديب مردم مانند پيامبرانند و مانند پيامبران
معصوم بوده و ارتكاب هيچ گناه كوچكي برايشان جايز نيست مگر آنچه جوازش براي
آنها ذكر شده است، و هيچ سهوي در امور دين برايشان روا نيست و هيچ حكمي را
فراموش نمي كنند. اين اعتقاد همه اماميه به جز كساني است كه از آنها مستثني
شده و به ظاهر روايتها چنگ زده اند كه بر خلاف گمان اشتباهشان داراي تأويلهايي
است]24[.صدوق مي گويد: اعتقاد ما درباره انبيا، پيامبران و ائمه اين است كه آنها معصوم و از
هر عمل زشتي مبرا هستند و دچار گناهان كوچك و بزرگ نمي شوند و نسبت به
خداوند نافرماني نمي كنند و آنچه را به بدان دستور داده مي شوند به جا مي آورند، و
هر كسي عصمت آنها را در هر حالتي انكار كند، آنها را نشناخته است و هر كس
آنها را نشناسد كافر است]25[.
از ميان معاصران، محمد رضا مظفر مي گويد: ما اعتقاد داريم كه امام مانند پيامبر
است، واجب است كه از همه زشتي ها و رذائل ظاهري و باطني از كودكي تا مرگ،
عمدي يا سهوي، پاك و مبرا باشد، همچنين بايد سهو، اشتباه و فراموشي نداشته
باشد«]26[.
خميني مي گويد: ما معتقديم مقامي كه ائمه به فقها داده اند، همواره برايشان
محفوظ است. زيرا كه ما درباره ائمه تصور سهو يا غفلت نمي كنيم و معتقديم كه بر
همه آنچه به مصلحت مسلمانان است احاطه دارند و مي دانستند كه اين منصب بعدآمده است من چشم خدايم، من دست خدايم، من پهلوي خدايم، من دروازه الهي
هستم]11[.
اثبات غلو شیعیان4:همچنين در روايت ديگري مي گويد: »من علم خدايم، من قلب
آگاه خداوندم، زبان ناطق او هستم. و چشم بينا، پهلو، و دست خدايم«]12[. در
كتاب )علم اليقين( تأليف عبدالله شبر]13[ به نقل از ابن عباس ]كه او از آن مبراست[
آمده است: خداوند در روز قيامت حساب پيامبران را به محمد و حساب تمام بقيه
مخلوقات را به علي واگذار مي كند]14[.
سليم بن قيس بر رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- دروغ مي بندد كه او به علي
گفته است: اي علي تو از من و من از تو هستم و گوشتم به گوشت تو و خونم به
خون تو آغشته است. … هر كس منكر ولايت تو باشد منكر پروردگاري خداوند شده
است، اي علي تو بعد از من نشانه بزرگ خداوند در زمين هستي، تو بزرگترين ركن در
قيامت هستي، هر كس در سايه تو باشد رستگار است! زيرا كه حساب مخلوقات و
بازگشت شان به سوي تو است، و ترازو و صراط از آن تو است، و جايگاه ايستادن از
آن تو است، و حساب نيز از آن توست، هر كس به تو اعتماد كند رستگار است و هر؛كس مخالفت كند هلاك و بدبخت، خداوندا گواه باش، خداوندا گواه باش]15[.
شيعيان رافضي ادعا مي كنند كه ائمه آنها داراي علم غيب هستند و هيچ چيزي از
امور آسمان و زمين از ايشان پوشيده نيست، در كافي زير عنوان )ائمه علم گذشته و
آينده دارند و هيچ چيزي بر آنها پوشيده نيست( آمده است امام صادق گفته است:
قسم به خداي كعبه )سه بار( اگر بين موسي و خضر مي بودم به آنها مي گفتم من
از آنها داناترم و به آنها از آنچه در دستشان نبود خبر مي دادم، زيرا كه موسي و خضر
نسبت به گذشته علم داشتند. اما آنچه را كه در آينده و حال تا قيام قيامت است
نمي دانستند، ما از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- آن علم را ارث برده ايم]16[.
امام صادق مي گويد: خداوند بخشنده تر، دلسوزتر و مهربانتر از آن است كه اطاعت
بنده اي را بر بندگانش فرض كند، سپس خبر آسمان را در صبح و شب از او مخفي
دارد!]17_اثبات غلو شیعه2:اين افراط را تا بدان حد رسانيده اند كه اهل بيت را مي پرستند و ثواب زيارت قبور ائمه را بيشتر از ثواب زيارت كعبه مي پندارند و مي گويند: هر كسي قبوراهل بيت را زيارت كند خداوند جهنم را بر او حرام و بهشت را بر او واجب مي گرداند.)عيون الاخبار ابن بابويه قمي ص 255 و كتاب مع الخطيب في خطوط العريضة از عبداللهانصاري ص 18(آيا نامي جز شرك مي توان بر اين اعتقادات نهاد؟اثبات غلو شیعیان3:كليني از امام باقر روايت مي كند كه گفته است: اسلام بر پنجچيز بنا شده است: نماز، زكات، و حج، روزه، ولايت. زراره مي گويد: پرسيدم كداميكبرتر است؟ گفت: ولايت]1[.هاشم بحراني مي گويد: بر اساس اخبار وارده، ولايت يعني: اقرار به نبوت پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و امامت ائمه، التزام به محبت آنها و بغض ورزيدن نسبت بهدشمنان و مخالفان آنها، اين اصل ايمان به توحيد خداوند است كه دين جز با همهاينها درست نبوده بلكه سبب به وجود آمدن دنيا، اساس تكليف و شرط قبول اعمالاينهاست«]2[.مجلسي مي گويد: بي ترديد ولايت و اعتقاد داشتن به امامت ائمه )عليهم السلام( وقبول ولايت آنها از جمله اصول دين و از همه اعمال بدني برتر و بلكه كليد آنهاست؛مظفر ]كه از علماي معاصر آنهاست[ مي گويد: اعتقاد ما بر اين است كه امامت يكياز اصول دين است، و ايمان جز با اعتقاد داشتن به آن كامل نمي شود ]4[.صفار در كتابش )بصائر الدرجات( در عنواني مستقل به نام )فصل: اينكه زمين بدونامام نمي ماند و اگر چنين مي بود زمين برچيده مي شد(. به ذكر روايات و اخباريمي پردازد. آنگاه آنها را شرح مي دهد.از جمله در ضمن اين باب مطلبي آورده و به امام باقر نسبت داده است كه مي گويد:)اگر امام يك ساعت از زمين برداشته مي شد ساكنانش را چنان مي بلعيد كه امواجدريا با غرق شدگان مي كنند( ]5[. و از امام صادق روايت شده است كه پرسيدهشد: آيا زمين بدون امام مي ماند؟ پاسخ داد: اگر بدون امام مي ماند غرق مي شد]6[.در كتاب )بصائر الدرجات( به روايت از امام صادق آمده است كه مي گويد: پيامبر-صلىالله عليه وسلم- 120 بار عروج كرده و در هر بار خداوند به پيامبرش به ولايت علي وائمه بعد از او بيشتر از فرايض سفارش كرده است«]10[.در )بصائر الدرجات( در روايتي كه به علي -رضي الله عنه- نسبت داده شده است۱. غالیان؛ كاوشی در جریانها و برآیندها تا پایان صده سوم، نعمت الله صفری فروشانی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی چاپ اوّل ، 1378.۲. دانشنامه امام علی ؛ غلو، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ج،۳ چاپ اوّل۱۳۸۰،اثبات غلو شیعه1:در كتاب مع الخطيب في خطوط العريضة از شيخ انصاري ص 18 نيزآمده است كه شيعيان معتقدند: ولايت علي كفاره گناهان و دشمني با وي زايل كننده نيكيهاست .در مقدمه تفسير البرهان و در جلد چهارم همين كتاب ص 226 چنين آمده است :خداوند فرمود علي حجت من بر تمام بندگانم و نور و امين من بر علم من است .خداوند آسمانها و زمين را از نور پيامبر صلی الله علیه وسلم و عرش و كرسي را ازنور علي آفريد.در كتاب رجال الكشي ص 184 از قول حضرت علي رضی الله عنه آمده است غيرواقعي وقابل پذيرش است . در آنجا به ايشان نسبت داده مي شود كه گفته است :من وجه الله و جنب الله هستم ، من اول و آخر وظاهر و باطن هستم ، من وارث زمين وراه خدا هستم .اهل سنت از غلو مسيحيان كه در ابتدا بسيار نبود و بعدها آنرا تا بدان حد رساندند؛كه بجاي عبادت خداوند پيامبرشان عيسي مسيح را عبادت مي كردند، عبرت آموخته اند . اهل سنت به وصيت پيامبرشان عمل مي كنند كه فرمود: »اذكركم اللهفي اهل بيتي« . در مورد اهل بيت من از خدا نظر بگيريد._______________________________________بگو اي اهل كتاب تا هنگاميكه به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوي شما نازل شده عمل نكنيد بر هيچ)آئين حقي( نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنان خواهد افزود، پس بر گروه كافران اندوه مخور68 اي پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده )آيه 68( ابلاغ كن و اگر نكني پيامش را نرسانده اي و خدا تو را از گزند مردم نگه مي دارد.همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند67“
در آخر آيه 68 مشاهده مي نمائيم كه مي فرمايد: ” بر گروه كافران اندوه مخور“ و در اخر آيه ۶۷ مشاهده مي نمائيم كه ميفرمايد: ” خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند“ و اين ميرساند كه اين 2 آيه در ارتباط با هم هستند. ببينيد چگونه آيات قرآن يكديگر را تفسير مي كنند. اصلا آنچه كه خدا به پيغمبر وحي نموده و فرموده آنرا برسان بايد در خود قرآن باشد، آنطور نبوده كه خداوند چيزي به پيامبر وحي كند و بگويد آنرا در قرآن ننويسند ولي خودت آنرا به مردم برسان و نترس و خدا تو را از گزند كفار حفظ مي كند. اگر اينگونه باشد آيا اين سوال مطرح نمي شود كه چرا خدا خودش آن پيام را در قرآن نياورده است؟اگر آيه 67 درباره خلافت علي بود يقينا خداوند آنرا بيان مي نمود تا همه وظيفه خود را بدانند ولي نه تنها در قرآن اماماني از سوي خدا بعد از رسول اكرم )ص( براي هدايت مردم معرفي نشده اند بلكه ايمان به امامت نيز در قران وجود ندارد.
یا اللهديگر اينكه ان چيزي كه به پيغمبر )ص( نازل شده و آيه ميگويد آنرا برسان در خود قرآن هست، با اين مقدمه ابتدا آيات 66 و 67 و 68 را ترجمه مي نمائيم و بعد به توضيح آيه 67 مي پردازيم: ” و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده ) قرآن( برپا دارند، از آسمان و زمين، روزى خواهند خورد; جمعى از آنها، معتدل و ميانهرو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مىدهند. )66(اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا )به مردم( برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى! خداوند تو را از )خطرات احتمالى( مردم، نگاه مىدارد; و خداوند، جمعيت كافران )لجوج( را هدايت نمىكند. )67(اى اهل كتاب! شما هيچ آيين صحيحى نداريد، مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد. ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، )نه تنها مايه بيدارى آنها نمىگردد،بلكه( بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مىافزايد. بنابر اين، از اين قوم كافر، )و مخالفت آنها،( غمگين مباش! )68(…و اگر اهل كتاب به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارشان به سويشان نازل شده است عمل مي كردند، قطعا از بالاي سرشان )نعمتهاي آسماني( و از زير پاهايشان )نعمتهاي زميني( برخوردار مي شدند، از ميان آنان گروهي ميانه رو هستند و بسياري از ايشان بد رفتارند .آیه 66.اي پيامبر آنچه را از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكني پيامش را نرسانده اي و خدا تو را از )گزند( مردم نگاه مي دارد. همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند. آیه 67 .بگو اي اهل كتاب تا هنگاميكه به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوي شما نازل شده است عمل نكرده ايد بر هيچ )آئين حقي( نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده بر طغيان و سركشي بسياري از انان خواهد افزود پس بر گروه كافران اندوه مخور. آیه 68“شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: پاسخ به مقاله”چند سوال از علمای شیعه در مورد آیه تطهیر” #4532اول جواب شما درباره ی تحریف قرآن:شما با این آیه جواب خود را داده اید.اگر قرآن به طور آشکار از اهل بیت سخن می گفت به طور قطع دشمنان اهل بیت سعی در تحریف آن می کردند.همان طور که در دوران حکومت معاویه از نقل حدیث جلوگیری می کردند به خصوص احادیثی که در مورد اهل بیت بود.
پاسخ_اسلام دوست عزیزماگفت(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ما قرآن را نازل کرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم!l)حجر/9()بازتو بابیشرمی می گفتی حدیث اینجوری اون حدیث اینجوری عزیزمن سایت اسلام تکس منبراخوندهانیست که تو هرچرتی دلت بخوادبگی مارا روشن کن چرا اسم اهل البیت نیامده توقران امابرعکس اسم زنان اول ایه است با یک نخودعقل پی میبریم خدامیگوید(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ما قرآن را نازل کرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم!l)حجر/9()توگفتی إ امیرمعاویه رض منکرنقل حدیث درباره اهل البیت شده این سخن شما قدرت امیرمعاویه رابالابردوقدرت خداراپایین ؛
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ما قرآن را نازل کرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم!l)حجر/9(
شما چند راه بيشتر نداري:
این سخن خدابهوده است به نظرتونشنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: یک سوال فوق العاده ساده از برادران اهل سنت #4530: الحمدلله كه شيعه با ساره دشمن نيست !الله تعالى خطاب به ساره زن ابراهيم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:قَالُواْ أَتَعْجَبِينَمِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُعَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِإِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ)-سورة هود – الآية ۷۳(در اينجا شكى نيست كه مخاطب فقط و فقطيك زناست زيرافعل مخاطب مؤنث)أتعجبين( حتى روى به يك نفر دارد و نه جمع است و نه مذكر !و در ادامه بصورت اهل البيت مورد رحمت و بركات خداوندى وصف شده است.و اين عين شبیه کامل همان آيه ى تطهير است :وَ قَرْنَفِي بُيُوتِكُنَّوَلَا تَبَرَّجْنَتَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَالصَّلَاةَ وَآتِينَالزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَعَنكُمُالرِّجْسَأَهْلَ الْبَيْتِوَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا )33(شبهه اى كه علماى نامخلص شيعه مى خواهند رواج دهند اينست كه خطاب اهل البيت خطابى ست مذكر و زنان مؤنث هستند! !و اين حقيقت را به زشتى انكار مى كنند كه اهل البيت يك واژه ايست كه هميشه بصورت جمع مذكر مى آيد و اين حقيقتى ست قرآنى و ما بخاطر داشتن دلايل قرآنى حتى محتاج به ذكر دليل ديگر نيز نبوديم!و اينكه رسول الله اهل داشته اند به بشريت ايشان مربوطست كه ازدواج ايشان با زنان مورد شك احدى نيست . و اما شموليت و وسيع ساختن نسبت اهليت به ايشان ، امرى ست معنوى كه نشاندهنده ى نزديك بودن مؤمنان به ايشان است .همانطور كه خداوند در باره ى أبينا نبى الله ابراهيم عليه و على نبينا الصلاة و السلام فرموده است:رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّيوَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ) سورة ابراهيم – الآية 36(ولى آيا اين نوع شموليت اهليت به أبينا ابراهيم عليه الصلاة و السلام) …ملة أبيكم إبراهيم ..سورة الحج – آيه ۷۸(، نفى اهليت زنان ايشان به ابراهيم عليه و على نبينا الصلاة و السلام است؟ اما اگرباز پافشاری کنیدجواب بدیدکه چرا زن لوط یاپسرحضرت نوح (ع)چراشامل اهل البیت انان نشدن اما زن ابراهیم وارداهل بیت او شد؟بصورت واضع توضیح بدیدکه ایازن جزواهلبیت نیست واگرنیست چرازن ابراهیم (ع)جزو اهل بیت او شداما اگرهست به صورت مختصربگیدچه جیزی باعث ان میشود زن وارداهل بیت بشه البته زنان بیامبر( ص) وسلامشنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: یک سوال فوق العاده ساده از برادران اهل سنت #4529السلام عليكمتا اين مرحله متوجه شده ام كه بسيارى از دوستان محترم شيعه قبول كردن اينكه نسبت به اهل بيت رسول الله ، شموليت واسع دارد را قبول دارند.و اين عجيب نيست زيرا قرآن شاهد است كه اهليت در جاهايى از قرآن به همراه تبعيت آمده است بمانند فرزند نوح كه بخاطر عدم تبعيت از او از اهليت نوح عليه السلام خارج شد.و يا زن لوط كه استثناءً از اهل لوط اخراج شد .و اين مثالها با وجود اين ،نشان دهنده ى اينست كه هميشه زن و فرزند ، اهل مرد هستند و فقط در صورت استثناء و علت و سبب آن مى توان اين امر را نقض كرد.مثلاً در باره ى رسول الله ، فقط طلاق دادن زنى از زنانش حكم اخراج آن زن از اهليت او مى شد .زيرا در شريعت اسلام زن كافر نمى بايد در عصمت مرد مسلم باشد .یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍفَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِلَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّوَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِوَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) سورة الممتحنة – الآية 10(زنان كافر را نزد خود نگه نداريد …و ابوبكر رضي الله عنه بعد از نزول اين آيه ، زن مشركه اى داشت كه او را طلاق داد.بارها من اين سؤالها را از تشيع كرده ام و اثرى از جواب آن نديدم كه آيا اصول و احكام دين را بايستى از آيات محكمات استنباط كرد يا از آيات متشابهات؟و آيا اين آيه ى تطهير از آيات محكمات است يا متشابهات ؟ با دليل .و آيا آيه ى تطهير ، از كجا بنام آيه ى تطهير ناميده ايد؟غير از اينست كه آيه براى تطهير سبب و مسبباتى ذكر كرده است كه آنهم اوامر و نواهى خداوند به مخاطبان آيه؟و تطهير اهل البيت نتيجه ى نهايى التزام آنان به اسباب تطهير ) اوامر الهى ( مى بوده است.البته بستن ديده از حقايق آسان است اما نمى توان ديده ى همه ى مردمان را بست!اين آيه ى تطهير از آيات واضح و محكم است كه شبهه اى بر آن نيست و نمونه ى اين آيه در قرآن وجود دارد كه برادر محترم مقدم در مناظره ى قبلى با عنوانى زيبا آنرا بدينصورت شرح دادشنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4528و چنانچه بگوییم اطاعت از آنها واجب بود؛یا خیر؟
و چنانچه بگوییم اطاعت از آنها واجب بود می پرسیم به چه عنوان غیر از “ولی امر” و “والی” بودن از آنها اطاعت می شد؟
آیا مردم آنها را معصوم و قولشان را حجت و مرجع حل اختلاف می دانستند؟؟
بعضي ها هم خيال كرده اند كه اين امر منظور امر دين است!!در صورتيكه اگر چنين بود اختلاف با ولي امر حرام مي شود! همانطور كه مي بينيم خداوند فرموده وامر هم شوري…وشاورهم في الامر…اين امر امر دين نيست كه در امردين شوراي لازم نيست بلكه اطاعت محض است! پس بنابراين امر امرغير دين بوده وهمانطور كه در ادامه آيات خداوند درباره جنگ موته فرموده فرمانداران لشگري كه از جانب پيامبر امر داشته اند را بايد اطاعت مي كردندآن هم در چارچوب كتاب الله وسنت رسول الله! چرا كه در صورت اختلاف با هم مرجع را خداوند آن دو معرفي فرموده… وسلامشنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4527مشکل دیگر آن است که چنانچه مقصود از “اولی الامر” را ائمه معصومین دوازده گانه بدانیم در نتیجه آیه شریفه قرآن پس از امام حسن عسکری)ع( صرف نظر از اینکه آن بزرگوار و اجدادش به جز حضرت علی حکومت و امارت نداشتند تا ظهور و قیام امام دوازدهم، بلاموضوع خواهد شد!!
در این صورت می پرسیم تا زمان ظهور امام، تکلیف ما با این آیه چیست؟؟
و به چه دلیل باید از اوامر کسی غیر از دوازده تن مذکور، اطاعت کرد؟
علاوه بر این می پرسیم آیا فرمانداران کشوری و لشکری زمان رسول خدا)ص( در صورت عدم تخطی از کتاب و سنت واجب الطاعه بودند یا خیر؟
اگر مسلمین عصر پیامبر اطاعت از فرمانداران خود را واجب نمی دانستند آيا هرج و مرج ایجاد می شد یا خیر؟شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4526خطاب به ایشان لغو خواهد بود؛لاجرم مخاطب لفظ “منکم” همان مومنین معاصر پیامبر بوده اند که مامور بودند از “اولی الامر”)به صیغه جمع( خودشان در صورت عدم تخطی از کتاب و سنت اطاعت کنند و طبعا “اولی الامر” یک تن و یا ائمه آینده ناموجود در زمان خطاب و یا علماء و سلاطین پس از رسول اکرم)ص(نمی تواند بود و باید در زمان نزول آیه، اولی الامری از خود مومنین، موجود باشد که آنان جز همان اولیای امور و فرمانداران کشوری و لشکری نیستند.
با توجه به مطالب بالا مخاطب “تنازعتم” و “فردوه” نیز در درجه اول، مومنین و اولی الامر زمان پیامبر بوده اند و اولی الامر از خطاب آیه خارج نبوده اند، به دلیل آنکه لفظ “اولی الامر” در مقطع آیه پس از رسول ذکر نشده و چنانچه ایشان مشمول خطاب “تنازعتم” و “ردوا” نبودند، آیه قطعا می فرمود: “فردوه الی الله و الرسول و اولی الامر” و آنها را نیز مرجع حل اختلاف قرار می داد و همین عدم ذکر ایشان، دلیل آن است که معصوم نیستند؛به هنگام نزول آیه نیز، هیچ یک از ائمه اثنی عشری به عنوان مرجع واجب الاطاعه در جمیع شوون دین و دنیا برای مسلمین، شناخته نبودند و بعدها نیز به گواهی تاریخ، امارت و حکومت در اختیارشان قرار نگرفت و حتی پس از پیامبر)ص( نیز مسلمانان بالاترین مقام بلاد اسلام یعنی خلیفه از جمله خلفای راشدین را مقامی مطلقا واجب الطاعه و تنازع ناپذیر و فوق مرتبه جوابگویی به مردم نمی دانستند.شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۹۳ در ۲:۵۰ ب.ظ در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4525بدین ترتیب “اولی الامر” خود مانند سایر مومنین داخل در مخاطبین “ان تنازعتم” بوده و بر خلاف خدا و رسول خدا، مرجع حل اختلاف نیستند.
کلمه “اولی الامر” یک بار دیگر در آیه 83 سوره نساء تکرار شده و فرموده: “و چون ایشان را خبری از ایمنی و یا ترس و )نا امنی( برسد، آن را نشر و پخش می کنند و حال آنکه اگر آن را به پیامبر و اولیای امر خویش بازگردانند)و آنان را اگاه سازند( کسانی از انان که توان در حقیقت )ماجرا( را دارند، آن را خواهند دانست”در این آیه خداوند از کسانی که اخبار هراس انگیز یا موجب آرامش و اطمینان را قبل از مراجعه به”اولی الامر”)به صیغه جمع(پخش و نشر کرده اند، مذمت فرموده است.پس معلوم می شود که در زمان رسول خدا)ص( بیش از یک نفر مصداق “اولی الامر” بوده اند و “اولی الامر” زمان آن حضرت، همان منصوبین از جانب پیامبر)ص( به مناصب مختلف و فرمانداران کشوری و لشکری می باشند که البته معصوم نبوده، بلکه قابل عزل نیز بوده اند،در حالیکه معصوم قابل عزل نیست.
دلیل دیگری که اثبات می کند منظور از “اولی الامر” ائمه اثنی عشر نیستند، آن است که در زمان نزول آیه جز حضرت علی)ع( مصداق دیگری نداشته، در حالیکه خطاب آیه و اسم جمع “اولی” لااقل باید مومنین زمان رسول خدا را شامل گردد و ایشان در شمول آیه، نسبت به سایرین حق تقدم دارند و اگر مشمول چنین خطایی نباشند، -
نویسندهنوشته ها
بنده اين مقاله را در سال90 نوشته بودم .اين مقاله بيش از 3300 بار خوانده شد وجوابي نداشت.
_
ازکجاکه این3300نفرشیعه نبودن سوالت ارزش پاسخ دادن نداره هرادم باخردی میداند امام زمان کیه و چیه به هرحال عایشه طاهره باکسی نجگیدان ابن صبا بود بایارانش که پیروانش هنوزهم دارن نخودهمان فتنه1400سال پیش میشن توسوالی پرسیدی که جواب هم درخورخودت گرفتی
بنده در مقابل اين پاسخ مستدل و علمي فقط مي توانم سکوت کنم!! بنده مطمئن هستم ايشان چنان قوي و سطح بالا نوشته اند که کمتر کسي متوجه مي شود چه گفته اند!!_
اگرجناب عالی فهم وشعورمتوجه شدن داشت درمیافت که اهلسنت1000سال داره براش توضیح میده پس اشکال ازفهم خودته به هرحال خوبه که گفتی سکوت کردی چون پی بردی که سوالت مسخره بود_