Mamadzaker

پاسخ های ارسال شده در انجمن

در حال نمایش 15 نوشته (از کل 92)
  • نویسنده
    نوشته ها
  • در پاسخ به: Reply To: علم غیب پیامبر #4489

    Mamadzaker
    کاربر

    در كتاب كافي آمده است كه امام جعفر صادق علیه السلام از كسانيكه گمان مي كرند ائمه غيب مي دانند اظهار شگفتي نموده وفرمودند كه جز خداوند كسي غيب نمي داند، من قصد تنبيه فلان كنيزم را داشتم ولي او به جايي گريخت كه از آن اطلاعي ندارم . )الكافي ، الحجه ، ج 1 ص 257(
    براي نشان دادن غلو و زياده رويهاي شيعيان بجاست كه فقط نگاهي به فهرست موضوعات و برخي عناوين بخشهاي كتاب كافي بيندازيم .
    باب در مورد اينكه : ائمه از تمام علومي كه به انبياء و ملائكه داده شده است برخوردارند.
    باب در مورد اينكه : ائمه هر آنچه پيش آمده و هر آنچه پيش خواهد آمد را مي دانسته اند و آنچه را در گذشته پيش نيامده كه در صورت وقوع ائمه كيفيت آن را مي دانند و هيچ چيز بر آنها پوشيده نيست .
    باب در مورد اينكه : ائمه زمان مرگ خود را مي دانند و نمي ميرند مگر بااراده خود.

    در پاسخ به: Reply To: چندتاسوال خواهان جواب قانع کننده هستم از اهل تشیع #4492

    Mamadzaker
    کاربر
    جزايری می گوید : امامت عام و کلی که جایگاه آن از نبوت و رسالت فراتر قرار دارد . زهر الربیع ، ص 12 نعمت الله عبدالله حسینی الجزائری
    و در احادیث کلینی در الکافی آمده است که امامت از مقام نبوت برتر و بالاتر است . کافی 1 / 175 سپس باز از این فراتر رفته اند و گفته اند : امامت بزرگترین چیزی است که خداوند پیامبرش را با آن مبعوث کرده است : هادی تهرانی می گوید : ) بزرگترین مسئله از دین که خداوند پیامبرش را با آن مبعوث کرده است مسئله امامت است ( . ودایع النبوة هادی تهرانی ، ص 115 سپس فراتر رفته اند و گفته اند : امامت رکنی از ارکان اسلام است.
    کلینی از ابو جعفر روایت می کند که گفت : اسلام بر پنج چیز بنا شده است ، بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت و به هیچ چیزی چنان فرمان داده نشده که به ولایت فرمان داده شده است . اصول الکافی 2 / 18 و عالم معاصر شیعه عبد الهادی فضلی استاد یکی از دانشگاههای کشور در کتابش التربیة الدینیه ، ص 63 می گوید : امامت رکنی از ارکان دین است
    در پاسخ به: Reply To: چندتاسوال خواهان جواب قانع کننده هستم از اهل تشیع #4493

    Mamadzaker
    کاربر
    آل کاشف غطا گفته است : شیعه رکنی دیگر به ارکان اسلام اضافه کردند و آن امامت است. اصل الشیعه ، ص 58
    اين احاديث را آوردم كه نقدي بر پاسخ شما است.
    5-بداءبه معناي ظهور پس از خفا و يا به معناي پيدايش نظريه اي جديد مي آيد, لازمة اين هر دو معني اين است كه قبلاً جهلي وجود داشته باشد و پس از آن معرفتي پديد آيد و اين امر براي خداوند محال است, اما روافض بداء را به خداوند نسبت مي دهند.
    در روايتي ريان بن صلت مي گويد: »از رضا شنيدم كه چنين مي فرمود: خداوند هيچ پيامبري نفرستاده مگر براي تحريم شراب و اثبات بداء براي خداوند« كليني, اصول كافي ص40, و از ابوعبدالله روايت شده كه ايشان فرمود: » خداوند به عبادتي بهتر از بداء پرستيده نشده است« مرجع سابق, كتاب التوحيد 1/331
    در پاسخ به: Reply To: چندتاسوال خواهان جواب قانع کننده هستم از اهل تشیع #4494

    Mamadzaker
    کاربر
    برادر گرامي! ببين چگونه جهل و ناداني را به خداوند نسبت مي دهند, در صورتي كه خداوند مي فرمايد: ﴿قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ﴾نمل/65
    »بگو آنان كه در آسمان و زمينند كسي جز الله, غيب نمي داند«.
    ﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ﴾. )يونس: 61(
    ))بدان كه در هيچ حالي نباشي و هيچ آيه از قرآن تلاوت نكني و هيچ عملي انجام ندهي مگر اينكه ما بر شما شاهد باشيم. و هيچ ذره اي در همه آسمان و زمين از پروردگار تو پنهان نيست و كوچكترين از ذره و بزرگتر از آن همه در كتابي مبين مسطور است((.
    ﴿يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ﴾. )الرعد:39(.
    )معني(: ))خداوند هر چه بخواهد محو، و هر چه بخواهد اثبات مي كند و ام الكتاب نزد او است((.
    در پاسخ به: Reply To: چندتاسوال خواهان جواب قانع کننده هستم از اهل تشیع #4495

    Mamadzaker
    کاربر
    جاي تعجب اين جاست كه شما در كنار اين عقيده معتقديد كه امامان همة علوم را مي دانند و هيچ چيزي بر آنها پوشيده نيست فقط داریدباکلمات بازی میکنیدبدون پراکنده گویی جواب بدید
    در پاسخ به: Reply To: خلفاء اثنی عشر چه کسای هستند؟ #4499

    Mamadzaker
    کاربر
    . جناب سجودي ،خليفه )جانشين( رسول خدا مي تواند درون زندان هم خليفه او وامام مردم باشد همچنانکه يوسف در زندان هم پيامبر بود.مي تواند ولي عهد باشد همچنانکه يوسف ولي عهد شد.مي تواند از چشمها پنهان باشد همچنانکه خضر پيامبر پنهان گرديد. مي تواند حتي کودک باشد همچنانکه عيسي در کودکي برگزيده خدا شد. دوست عزيز البته که خليفه پيامبر، محق ترين فرد براي حاکم بودن است ولي اگر چنين نشد خدشه اي به خليفه)جانشين( بودن او نيست. پاسخ نمیدانستیم خلیفه هم میتواند اینطوری که ذکرکردی بشه – یه سوال دارم قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا )92( أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي )93( قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي )94 ( سوره طه
    موسی( گفت: »ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند…
    از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی,) هارون( گفت: »ای فرزند مادرم! ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی
    أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ )150( اعراف , )
    و سر برادر خود هارون را گرفت )و با عصبانیت( به سوی خود کشید؛ هارون گفت: » يا فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزدیک بود مرا بکشند، پس کاری نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران يكسان قرار مده به من جواب بده ایا امامان شمامیتوانن این اشتباه موسی رامرتکب بشن یا ن
    در پاسخ به: Reply To: خلفاء اثنی عشر چه کسای هستند؟ #4504

    Mamadzaker
    کاربر
    نوشتید:هرچند اين سوال شما کاملا خارج از بحث است. ولي پاسخ آنرا مي دهم پاسخ ندادی فقط شروع کردی به گفتن داستان سامردی (عزیزمن من فقط این ایه را دادم که بفهمی که ایات قران ربط دار را با قیاس به داستان ساختگی خود نکنی که بلاچندمثال زدی ازیوسف که در زندان نبی بود سوال من جواب داده نشده بازهم میپرسم امامان شماقادرهستن این خطاحضرت موسی رامرتکب بشن یا ن
    نوشتید امامان ما مرتکب اشتباه نمي شوند. موسي هم در آن واقعه مرتکب اشتباهي نشده بودندپاسخ لابدموسی برای قومش نقش بازی میکرد حالاداری موسی را می کبونی با زبون بی زبونی مخوایدبگید نه امامان ما ازموسی (ع)برترن تازه جواب حدیث امام صادق راهم ندادی دوباره عرض میکنم “الکافی” آمده که زید بن علی به حالت خشم به برادر خودش یعنی امام باقر فرمود: »…فَغَضِبَ زَيْدٌ عِنْدَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ لَيْسَ الْإِمَامُ مِنَّا مَنْ جَلَسَ فِي بَيْتِهِ وَ أَرْخَى سِتْرَهُ وَ ثَبَّطَ عَنِ الْجِهَادِ وَ لَكِنَّ الْإِمَامَ مِنَّا مَنْ مَنَعَ حَوْزَتَهُ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ دَفَعَ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ ذَبَّ عَنْ حَرِيمِهِ (
    معني ولايت اين نيست كه امام در خانه خود بنشيند، پرده ها را بياويزد و از جهاد رويگـردان شود!.. امام كسي است كه بتواند حوزه خود را صيانت كند و در راه خدا به وظيفۀ جهاد عمل كند و از رعيت خود دفاع كند و خانوادۀ خود را از آسيب مصون دارد.« )الكافي كليني، ج1 ص 356؛ كتاب الحجة؛ بَابُ مَا يُفْصَلُ بِهِ بَيْنَ دَعْوَى الْمُحِقِّ وَ الْمُبْطِلِ فِي أَمْرِ الْإِمَامَةِ؛ روایة: 16
    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4517

    Mamadzaker
    کاربر
    با استدلال احمقانه شما اصلا اسلام نيز نعوذ بالله قابل اثبات نيست. چون پس از 1400 سال مي بايست مسيحيان ، مسلمان مي شدند و تعدادشان از مسلمانان بيشتر نبود! 72فرقه واقعاعجب

    پاسخ؛چقدصحفه سیاه کردی باسفسطه واردشدی وباپراکنده گویی مخوای طرف مقابل راخسته کنی و ندای پیروزی بدی عزیزم72فرقه ن 72فقه که تو اهلسنت رافرقه فرقه کردی به هرحال این4فقه اختلاف خاصی ندارن وهر دو به قران وسنت علم میکن و دست به تفکیریک دیگرنزدن مانندفرقه امامیه که سایرفرقه هاخود راکافرمیدانه

    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4518

    Mamadzaker
    کاربر
    آيا شما واقعا معناي بيعت را نمي دانيد يا خود را به تحميق زده ايد. آيا بيعت الزاما يعني دست دادن حضوري! به اين ترتيب شما چطور ادعا مي کنيد مردم را ابوبکر انتخاب و با او بيعت کرده اند، مگر تمامي مسلمين در مدينه بودند. اصلا چه بسا حتي خيلي از مسلمانان بلاد اسلامي رسول خدا يا خلفاء را اصلا نديده بودند ولي در لشگر اسلام جان خود را از دست دادند و از بيعت خود دست بر نداشتند.

    ؛پاسخ ولا درغگو کم حافظه است تو تناقض خودگیرکردین نمخوام مثل جناب زمین واسمون یک جابیارم باپراکنده گوی درباره بعیت حضرت ابوبکروحضرت علی یک سرچ بزنی که اخوندهات چی گفتن تااصل کار دستت بیاد درباره بعیت با ابوبکرخیلی تواین سایت توضیح داده شده به خودت یه جرائت بده سرچ کن ابوبکربا اکثریت بیعت انتخاب شدحداقل حداقل به زعم شمافرض کنیم یک نفرباابوبکربعیت کرده اونم بادستش نه توخیال خلاصه توبگو اصلا امام زمانت نمازشب مخواند یا نه اگه مخواندچجوری منتظرجوابتم

    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4521

    Mamadzaker
    کاربر
    سلام دوباره اماپاسخ اولی الامر؛
    اگر ملا حضه بفرمائید خداوند متعال اطاعت خود و اطاعت رسولش را بر اطاعت اولی الامر مقدم داشته و علاوه بر این، فعل امر “اطیعوا” را درباره خود و پیامبرش تکرار فرموده ولی درباره “اولی الامر” به عطف آن به اطاعت از رسول اکتفا نموده است.
    این کار نه از آن روست که نعوذبالله خداوند از تکرار فعال “اطیعوا” خسته شده یا فراموش کرده، بلکه بدان منظور فعل مذکور را 3 بار تکرار نفرموده تا به تفاوت مراتب اطاعت از “اولی الامر” نسبت به دو مطاع قبل اشاره نماید و الا اگر عدم تکرار فعل امر، به منظورا جتناب از تکرار لفظ “اطیعوا” می بود، می بایست بار دوم هم آن را تکرار نکند و با ذکر اولین فعل امر، بقیه را با “واو عطف” به هم پیوند دهد تا مبتلا به تکرار نشود ؛پس آیه از تکرار اجتناب نداشته بلکه سبب عدم ذکر “اطیعوا” قبل از “اولی الامر” آن است که برساند اطاعت از “اولی الامر” تابعی از اطاعت خدا و رسول خدا است و خود اطاعتی مستقل و همطراز اطاعت از دو مطاع قبلی نیست و در سایه اطاعت از خدا و رسول و در محدوده آن قرار دارد.
    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4522

    Mamadzaker
    کاربر
    سلام دوباره اماپاسخ اولی الامر؛
    اگر ملا حضه بفرمائید خداوند متعال اطاعت خود و اطاعت رسولش را بر اطاعت اولی الامر مقدم داشته و علاوه بر این، فعل امر “اطیعوا” را درباره خود و پیامبرش تکرار فرموده ولی درباره “اولی الامر” به عطف آن به اطاعت از رسول اکتفا نموده است.
    این کار نه از آن روست که نعوذبالله خداوند از تکرار فعال “اطیعوا” خسته شده یا فراموش کرده، بلکه بدان منظور فعل مذکور را 3 بار تکرار نفرموده تا به تفاوت مراتب اطاعت از “اولی الامر” نسبت به دو مطاع قبل اشاره نماید و الا اگر عدم تکرار فعل امر، به منظورا جتناب از تکرار لفظ “اطیعوا” می بود، می بایست بار دوم هم آن را تکرار نکند و با ذکر اولین فعل امر، بقیه را با “واو عطف” به هم پیوند دهد تا مبتلا به تکرار نشود ؛پس آیه از تکرار اجتناب نداشته بلکه سبب عدم ذکر “اطیعوا” قبل از “اولی الامر” آن است که برساند اطاعت از “اولی الامر” تابعی از اطاعت خدا و رسول خدا است و خود اطاعتی مستقل و همطراز اطاعت از دو مطاع قبلی نیست و در سایه اطاعت از خدا و رسول و در محدوده آن قرار دارد.
    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4523

    Mamadzaker
    کاربر
    به عبارت دیگر، چون اطاعت از رسول خدا را از حیث حرمت تنازع، عین اطاعت از خدا می داند و فرموده “هر که پیامبر را اطاعتکند به راستی خدا را اطاعت کرده است” لذا برای رسول خود فعل “اطیعوا را تکرار کرده ولی چون اطاعت “اولی الامر” را قابل تنازع می داند، از ذکر فعل”اطیعوا” اجتناب می کند و الااگر “اولی الامر” معصوم بودند و اطاعت از ایشان مانند اطاعت از رسول می بود، تنازع با آنان معنی نداشت زیرا پیامبر در امر و نهی قایل تنازع نیست چنانکه فرمود” هیچ مرد و زن مومنی را نرسد که چون خدا و رسولش به امری فرمان دهند،برای آنان در کارشان اختیاری باشد و هرکه خدا و رسولش را نافرمانی کند به راستی که آشکارا گمراه شده است”
    بدین ترتیب میتوان فهمید که اگر امری از جانب “اولی الامر” مغایر اطاعت خدا و رسول باشد، اجرایش لازم نخواهد بود، زیرا مستلزم تناقض است که خدا از یک سو از عصیان نهی فرماید و از سوی دیگر به اطاعت از فرمان مخالف امر الهی فرمان دهد و تناقض از خداوند حکیم علیم محتمل نیست.
    اطاعت از “اولی الامر” تابع اطاعت خدا و رسول و در طول آن است علاوه بر این در آیات دیگر مطلقا از اطاعت کسانی که عملشان بر خلاف رضای خداست، نهی شده است
    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4524

    Mamadzaker
    کاربر
    طبعا اگر “اولی الامر” همچون آنان عمل کنند، اطاعت از آنها نیز مشمول نهی مطلق آیات مذکور خواهد بود؛قید دیگر اطاعت از “اولی الامر” کلمه “منکم” است.یعنی “اولی الامر” باید از مومنینکه مخاطب آیه به شمار می روند، باشد زیرا آیه با “یا ایها الذین آمنوا” آغاز شده است و البته پرواضح است که مومنین، غیر از منافقین و اهل کتاب و کفارند و در بسیاری از آیات قرآن وصف ایشان آمده است و با توجه به آیات مذکور معلوم می شودنباید از هر فاسق و فاجری اطاعت کرد و یا ولایت امر را به ایشان سپرد و چنین کسانی از مقصود آیه خارج اند.
    از اینها مهمتر اینکه خداوند منان معنای “منکم” را صریحا بیان نموده و فرموده:”الذین آمنوا…و هاجروا و جاهدو.ا معکم و فاولئک منکم=کسانی که ایمان آوردند…و هجرت کردند و همراه شما جهاد کردند، آنان از شما مومنان اند”)الانفاقل/75(
    پس منافقین و اهل کتاب و کفار از مومنان نیستند بلکه کسی می تواند “ولی امر” شود که مومن و مجاهد باشد.
    در ذیل آیه نیز قید “فان تنازعتم=اگر نزاع و اختلاف کردید” آمده است که اثبات می کند امکان اختلاف وتنازع با “اولی الامر” منتفی نیستو در اینمورد برای حل اختلاف و تنازع با “اولی الامر” بهکتاب خدا و سنتغیر مفرقه پیامبر رجوع شود. از این رو آیه نفرمودد؛که اختلاف را به “اولی الامر” برگردانید و یا با او تنازع نکنید در حالیکه اگر مصداق “اولی الامر” امام معصوم و محدث و منصوب من عند الله بودو تنازع با او همچن تنازع با پیامبر)ص( کفر و حرام بود.
    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4525

    Mamadzaker
    کاربر
    بدین ترتیب “اولی الامر” خود مانند سایر مومنین داخل در مخاطبین “ان تنازعتم” بوده و بر خلاف خدا و رسول خدا، مرجع حل اختلاف نیستند.
    کلمه “اولی الامر” یک بار دیگر در آیه 83 سوره نساء تکرار شده و فرموده: “و چون ایشان را خبری از ایمنی و یا ترس و )نا امنی( برسد، آن را نشر و پخش می کنند و حال آنکه اگر آن را به پیامبر و اولیای امر خویش بازگردانند)و آنان را اگاه سازند( کسانی از انان که توان در حقیقت )ماجرا( را دارند، آن را خواهند دانست”در این آیه خداوند از کسانی که اخبار هراس انگیز یا موجب آرامش و اطمینان را قبل از مراجعه به”اولی الامر”)به صیغه جمع(پخش و نشر کرده اند، مذمت فرموده است.پس معلوم می شود که در زمان رسول خدا)ص( بیش از یک نفر مصداق “اولی الامر” بوده اند و “اولی الامر” زمان آن حضرت، همان منصوبین از جانب پیامبر)ص( به مناصب مختلف و فرمانداران کشوری و لشکری می باشند که البته معصوم نبوده، بلکه قابل عزل نیز بوده اند،در حالیکه معصوم قابل عزل نیست.
    دلیل دیگری که اثبات می کند منظور از “اولی الامر” ائمه اثنی عشر نیستند، آن است که در زمان نزول آیه جز حضرت علی)ع( مصداق دیگری نداشته، در حالیکه خطاب آیه و اسم جمع “اولی” لااقل باید مومنین زمان رسول خدا را شامل گردد و ایشان در شمول آیه، نسبت به سایرین حق تقدم دارند و اگر مشمول چنین خطایی نباشند،
    در پاسخ به: Reply To: پاسخ دوم به مقاله” شبهه شناخت امام زمان و مرگ جاهلیت” #4526

    Mamadzaker
    کاربر
    خطاب به ایشان لغو خواهد بود؛لاجرم مخاطب لفظ “منکم” همان مومنین معاصر پیامبر بوده اند که مامور بودند از “اولی الامر”)به صیغه جمع( خودشان در صورت عدم تخطی از کتاب و سنت اطاعت کنند و طبعا “اولی الامر” یک تن و یا ائمه آینده ناموجود در زمان خطاب و یا علماء و سلاطین پس از رسول اکرم)ص(نمی تواند بود و باید در زمان نزول آیه، اولی الامری از خود مومنین، موجود باشد که آنان جز همان اولیای امور و فرمانداران کشوری و لشکری نیستند.
    با توجه به مطالب بالا مخاطب “تنازعتم” و “فردوه” نیز در درجه اول، مومنین و اولی الامر زمان پیامبر بوده اند و اولی الامر از خطاب آیه خارج نبوده اند، به دلیل آنکه لفظ “اولی الامر” در مقطع آیه پس از رسول ذکر نشده و چنانچه ایشان مشمول خطاب “تنازعتم” و “ردوا” نبودند، آیه قطعا می فرمود: “فردوه الی الله و الرسول و اولی الامر” و آنها را نیز مرجع حل اختلاف قرار می داد و همین عدم ذکر ایشان، دلیل آن است که معصوم نیستند؛به هنگام نزول آیه نیز، هیچ یک از ائمه اثنی عشری به عنوان مرجع واجب الاطاعه در جمیع شوون دین و دنیا برای مسلمین، شناخته نبودند و بعدها نیز به گواهی تاریخ، امارت و حکومت در اختیارشان قرار نگرفت و حتی پس از پیامبر)ص( نیز مسلمانان بالاترین مقام بلاد اسلام یعنی خلیفه از جمله خلفای راشدین را مقامی مطلقا واجب الطاعه و تنازع ناپذیر و فوق مرتبه جوابگویی به مردم نمی دانستند.
در حال نمایش 15 نوشته (از کل 92)