حقایق علمی در قرآن و نادانی و لجاجت ملحدین

اگر ما بگوییم فلانی چنان از سرما میلرزید که تو گویی کنار تنور نان نشسته!! این جمله درست نیست  و این دلالت بر این دارد که ما تنور را نمی شناسیم. و اگر بگوییم فلانی چنان از گرما عرق کرده بود که تو گویی  در قطب جنوب است! این نیز درست نیست  و با این گفته آشکار میشود که گوینده از سرمای قطب جنوب بیخبر است.
شاعران گاهی چنین اشتباهاتی را مرتکب شده اند مثلا شاعری به معشوقه خود میگوید: به آسمان میروم و ستاره ای میچینم  و بر موهایت مینشانم!!  واضح است که این شاعر نمیداند ستاره ای که میچیند به اندازه دگمه لباس نیست تا بر سر معشوقه نهد، بلکه شاید یک میلیون بار از زمین بزرگتر و خالص از آتش ساخته شده باشد و چون شاعر نمیداند،پس چنین استعاره خنده داری را بکار میبرد.
حالا مثال دیگری را فرض کنید: فرض کنید هزار سال پیش یک نفر میزیست که استعداد عجیبی داشت و  مثل برق معادلات ریاضی را انجام میداد
حالا اگر نویسنده ای؛ در آن زمان؛ در تعریف از  او میگفت فلانی مغزش مثل کامپیوتر سریع محاسبه میکند!
باگفتن چنین جمله ای در هزار سال پیش (که کامپیوتر نبود) پیروان آن  نویسنده آیا حق نداشتند بگویند که  آن کاتب  غیب میدانست؟
حالا اگر این نویسنده بگوید این کلام الله است و سخن من نیست حرفش ارزش بررسی را دارد یا ندارد؟
و اگر نویسنده ده ها استعاره های صحیح دیگر  (درباره آینده)  داشته باشد آنوقت ناچاریم این ادعای او که میگوید: (حرفهایم وحی است) را باور کنیم.

حالا قرآن:
اولا قرآن هرگز یک مثال از اشتباه، مثل استعاره شاعران ندارد.
 دوما؛ و از این بیشتر؛ قرآن دقیقا استعاره ها و اشاره های علمیی دارد که بر مردم زمانش مکشوف نبود.
و این  حقیقت باعث میشود که انسان اگر نخواهد هم مجبور شود تا رسالت پیامبر را باور نماید. و این چیزی است که ملحدین از آن واهمه دارند.
یکی از این مثل ها درباره قلب کافر است! اول بیایید آیه را ببینیم:
«فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ یرِدْ أَنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ» «الأنعام/۱۲۵»
«آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود»؛
همانطور که میبینید در این آیه الله میفرماید: و آن کس را که الله بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛
این مثال را میتوانیم به این صورت بگوییم فلانی اینطوری سینه اش تنگ شده که تو گویی در آسمان است؛ بر وزن فلانی اینطوری میلرزد که تو گویی میان برف است, پس برف سرد است؛ اما مگر آسمان سینه را تنگ میکند؟

ملحد میگوید: هر اندازه شخصی بالاتر برود به همان اندازه فشار هوا کمتر و در نتیجه نه تنها فشاری اضافه بر سینه‌اش وارد نمی‌گردد، بلکه دچار کمبود فشار خواهد شد و این موضوع به خاطر کمبود اکسیژن نیست، یعنی اگر کسی در ارتفاع خیلی بالا مثلا دو برابر کوه اورست و با کپسول اکسیژن هم بسر ببرد، دچار این حالت خواهد شد و امکان تنفس وجود ندارد؛ زیرا هر اندازه فاصله از سطح زمین بیشتر گردد به همان اندازه فشار هوا کمتر خواهد شد.
و قرآن از لفظ «ضَیقًا حَرَجًا» که به معنای تنگی شدید است، استفاده می‌کند؛ در ابتدای آیه، قرآن می‌گوید که ما سینه‌ی او را گشاد می‌سازیم و فشاری از جانب الله، بر سینه‌اش وارد نمی‌شود؛ این بدان معناست هنگامیکه او بر روی زمین قرار دارد، فشاری را تحمل نمی‌کند؛ اما همینکه بالا رفت، آنچنان فشاری بر سینه‌اش وارد می‌شود که احساس تنگی شدید در سینه را دارد؛ این گفته، خلاف قوانین پاسکال در زمینه ی فشار می‌باشد، زیرا در ارتفاع، فشار کمتر می‌شود.همانگونه که ملاحظه می‌گردد این موضوع مغالطه‌ای است آشکار.

مسلمان میگوید:
آیا اگر راه تنفس شخصی را ببندید  وهیچ فشاری هم به سینه اش وارد نکنید آیا او در سینه خود تنگی و فشار شدید حس نمیکند؟!!
این حقیقت که انسان در ارتفاع دچار تنگی نفس میشود  احتیاجی به اثبات ندارد زیرا از زمانی که توانایی پرواز برای بشر میسر شد دانشمندان پی بردند که  در ارتفاعات بالا اکسیژن کم میشود یعنى؛ وقتی انسان به بالا میرود و در فضا قرار میگیرد این امر را درک میکند و احساس نفس تنگی مینماید و هرچه بالا میرود احساس خفقان میکند و تا حدی که دیگر زندگی بدون آکسیژن غیر ممکن میگردد.از همین رو خدمه های پرواز به مسافرین می آموزند که که هرگاه هواپیما از ارتفاع بیشتر از ۳۵ هزار قدم بیشتر اوج بگیرد از کیسه های اکسیژن مصنوعی استفاده کنند.

و این دقیقا همان چیزی است که  قرآنکریم در چهارده قرن پیش و قبل از توانایی بشر برای پرواز به آن اشاره کرده است.
جالب اینکه  در گذشته مفسرین این آیت را مطابق فهم زمان خود تفسیر میکردند و میگفتند: یعنی همانند کسیکه تلاش میکند تا به آسمان برود، ولی نمیتواند. یا اینکه؛ کسی تلاشی کاری را کند که محال است!
اما کار ملحد خنده دار است!!
ملحد دو مساله را با هم مخلوط کرده، او گفته در ارتفاع فشار کم میشود یعنی بر سینه فشار کمتری وارد میاید و بعد نتیجه گرفته  که آدم حالش بهتر میشود وحرف قرآن غلط است!
برای درک لجاجت این ملحدان به این مثال توجه کنید
من میگویم :فلانی قلبش از کار افتاد  و مرد
و ملحد بفرض اعراض کند:  قلب که از کار بیافتد این برای بدن مفید است زیرا بدن کار کمتری را متحمل میشود و استراحت میکند و محال است که انسان بمیرد!!
عین همین حرف را در مورد رفتن به فضا گفته: ما میگوییم انسان که بفضا برود نمیتواند درست نفس بکشد پس بر سینه اش فشار میاید و دچار تنگی نفس میشود.
 
ملحد میگوید:انسان که به فضا برود چون فشار هوا کمتر میشود پس  بر سینه اش فشار کمتری وارد میشود (بر وزن قلب که از کار بیافتند بدن کمتر کار میکند)
بعد نتیجه میگیرد که  فشار کمتری که  بر سینه وارد شد این یعنی اینکه سینه تنگ نمیشود و انسان دچار تنگی نفس نمیشود (بر وزن قلب که از کار افتاد انسان نمیمیرد بلکه  به آرامش میرسد)

جواب:
ای نادان! فشار کمتر وارد میشود اما فشار درون که از کمبود اکسیژن است را نمیبینی؟؟؟؟  کسی که غذا نخورد و معده اش خالی باشد، بر معده اش فشار کمتری وارد میشود اما فشار گرسنگی را نمیبینی؟؟؟؟ این است میزان هوش ملحدین !!

 

 

نویسنده: محمد باقر سجودی

مقاله پیشنهادی

هنگام اختلاف با پدر چگونه با وی صحبت کنم؟

سوال: در اسلام هنگامی که سوء تفاهمی میان پدر و پسر رخ می‌دهد چگونه می‌توان …