از چه کسی پیروی کنیم؟!

تندروهای افراطی می‌خواهند درست مثل کشیشها و راهبان مسیحی که دین نصرانیت را به اسارت خود درآورده‌اند، اسلام را به بردگی بگیرند، آنها می‌خواهند با غل و زنجیر عقلها را از اندیشیدن باز دارند، همانطور که راهبان ادعا کردند که تنها انجیل را آنها می‌فهمند، اینان نیز خود را پدر اسلام و مالکان آن قرار می‌دهند. افراطگرایان تندرو ادعا می‌کنند، قرآن معنای باطل و پوشیده‌ای دارد که عموم مردم از آن سر درنمی‌آورند، و احادیث و فرموده‌های صحیح پیامبر اکرم  در هیچ کتابی یافت نمی‌شوند!
مردم بیچاره را در یک کوره راه پیچیده‌ای قرار داده‌اند؛ کتابها پر است از احادیث ضعیف و نادرست، و قرآن هم برای کسی جز آخوندها قابل فهم نیست! پس این دین معما گونه را چگونه می‌توان یافت و فرامین آنرا کشف کرد؟!

و قبلا اشاره کردیم که مراجع شیعه بدون کوچکترین دلیل و مدرکی از خدا و پیامبر خرمن خرمن فتوا بخورد مردم می‌دهند. بسیاری از کتابهای فتوا را مورد بررسی قرار داده‌ام؛ چون کتابهای: منهاج الصالحین، و المسائل المنتخبه، و أجوبه المسائل، و أجوبه الإستفتاءات، والفتاوی المیسره، و غیره…. در هیچ یک از آنها دلیل و برهان و مدرکی از قرآن و یا فرموده‌های پیامبر اکرم و حتی از روایتهای ساختگی که به اهل بیت نسبت داده‌اند، اثری نیست! پس این مذهب اهل بیتی که ادعا می‌کنند کجاست؟! آیا به هر آنچه آخوندی مغرض و بیسواد نشخوار می‌کند باید گفت: مذهب اهل بیت  ؟!
غالبا در مقدمه نویسنده کتاب یا مترجم یک یا دو آیه را برای زیبای یا کسب برکت ذکر می‌کند، اما در داخل کتاب و فتواهایی که می‌بایست بر پایه قرآن و فرموده‌های رسول خدا باشند هیچ اثری از مدرک و دلیل نمی‌یابی. به طوری که اگر صفحه مقدمه را از کتاب پاره کنی کسی نمی‌تواند تشخیص دهد که کتاب عبارت است از فتواهای آخوندی مسلمان یا راهب و کشیشی مسیحی…
و با کمال تأسف می‌بینیم مردم ساده‌لوح چشم و گوش بسته مهارشان را دست اینگونه افراد سپرده‌اند، و بدون کوچکترین توقعی و بدون درخواست کوچکترین دلیل و مدرکی از آنها تقلید می‌کنند!!


آیا مذهب اهل بیت ادعاهای پوچ و تو خالی و ساختگی اینگونه افراد است که هر سال دینی جدید با مرامها و عادات و رسوم و عباداتی نوین و ساختگی را عرضه می‌کنند(۱)، یا مذهب اهل بیت آن چیزی است که قرآن و پیامبر خدا و خود اهل بیت بدان امر کرده، بر اساس آن زندگی کرده‌اند؟!
حالا اگر یک مسیحی یا هر فرد غیر مسلمان دیگری بخواهد از اسلام سر در آورد چه می‌توانیم به او بگوئیم؟!
آیا می‌توانیم به او بگوئیم: مصدر و اساس قانونگذاری در اسلام؛ کتابی است معما گونه و غیر قابل فهم که نیاز به شرح و تفسیرهای گوناگون دارد، و شما برای فهمیدن آن نیاز به افرادی دارید که با کلیدهای جادویی خود طلسمهای آنرا برایت باز کنند؟!

آیا کسی که از کهنوت و کوته فکری و تقدس مآبی راهبان و کشیشان فرار کرده، قبول خواهد کرد زیر بار کهنوت و تقدس مآبی و کوته آستینی مراجع برود و از باران فرار کرده زیر ناودان بایستد؟!

آیا می‌تواند بپذیرد پیامبر اسلام بزرگترین انسان در تاریخ بشریت است، ولی نتوانست در اطرافیان خود کوچکترین تأثیری بگذارد؟!
یا اینکه بهتر است از دین و آئین خود خجالت و شرمنده شده، و سرمان را در گردنمان فرو برده، حدیث دروغینی که به امام صادق  نسبت داده شده را به گردنمان آویزان کنیم:" ای سلیمان شما بر دینی هستید که هر کسی آنرا پنهان کند خداوند او را عزت و شرف می‌دهد، و هر کس آنرا پخش کند خداوند ذلیل و خوارش می‌کند" (2).
در جامعه‌های ما زالوهای مفت خور دیگری نیز یافت می‌شوند که حقیقت به کلی از آنها بریده است. عقلهایشان را دو دستی زنده بگور کرده‌اند. آخوندهای مغرض و دین فروش حدیثی ساختگی و دروغین را به خورد آنها داده‌اند. حدیثی که به امام صادق بهتان می‌زند که ایشان فرموده‌اند:" به تقیه ـ دو روئی ـ بچسپید، کسی که تقیه و دو روئی را با اشخاصی که به آنها اطمینان دارد و از آنها ترسی ندارد، شعار و لباس خود قرار نمی‌دهد تا به صورت یک عادت و مرام در طبیعت او شود، و از گزند دیگران در امان باشد از ما نیست" (3).
آخوندهای مذهب فروش با انواع دروغ و مکر و حیله عقلهای عامه مردم را مسخ کرده‌اند، و طوری برای آنها نمایان ساخته‌اند که همه کارهای غیر منطقی و مخالف با عقل و فطرت و سرشت انسانی را به گونه‌ای بسیار پوچ و بی‌اساس برای خود توجیه کنند، و گمان برند که این همان دین ناب محمد مصطفی و اهل بیت اطهار  آن مقام نبوت است.

———————————–
(۱) مثلا در سال یی بود که عده‌اى از کارشناسان و محققان جمهورى اسلامى مستقر در مجلس شوراى اسلامى که جزو نمایندگان هم بودند پس از یییی سال تحقیق و بررسى ناگهان به راز مهمى پی‌بردند و آن اینکه حضرت فاطمه دختر رسول خدا  فوت ننموده بلکه شهید شده است اینجا بود که آن نمایندگان مجلس (که خداوند از آنان نگذرد) اعلام کردند از این پس در تقویمها بجاى وفات بنویسند شهادت! و این روز را تعطیل اعلام نمودند. یکی دو سال در روز شهادت دروغین اشک ریختیم که آخوندها اختراع جدیدی تقدیم کردند! و آن "دهه فاطمه" بود. یعنی ده روز تمام ما سیاه می‌پوشیم و سنگ فاطمه به سینه می‌زنیم، و قاتلان خیالی او را لعن و نفرین می‌کنیم..(مترجم)
(۲) نگا: الکافی اثر کلینی ۲/۲۲۲، وسائل الشیعه از الحر العاملی ۱۶/ ۲۳۵٫
(۳) نگا: وسائل الشیعه از الحر العاملی ۱۶/۲۱۲، بحار الأنوار از مجلسی ۷۲/۳۹۵٫

نویسنده: صادق السهیاتی, روشنفکر شیعه

مقاله پیشنهادی

هنگام اختلاف با پدر چگونه با وی صحبت کنم؟

سوال: در اسلام هنگامی که سوء تفاهمی میان پدر و پسر رخ می‌دهد چگونه می‌توان …