آیا سنی پاسخی برای این ایرادهای کمر شکن!! و نفس گیر؟!!! شیعه ندارد؟ (۲)

شبهات شیعه در طول تاریخ عوض نشده منتهی سعی میکنند آن را با نثری جدید بنویسند، در بخش اول سه شبهه تکراری  آنها را مطرح کردیم حالا سه شبهه دیگراشان بهمراه جواب: خوانندگان گرامی توجه کنند که ما هیچ واهمه ای نداریم  …

از اینکه نوشته های آنها را در سایت خود مان نقل کنیم، این را مقایسه کنید با رفتار آنها در فیلتر کردن و هک کردن  و سانسور کردن ما شما از  چماقی که در دست آنهاست و  از آرامش ما  در نقل ایرادهای آنها نیز میتوانید دریابید حق با کیست .و  اینک شبهه آنها:
سوال چهارم شیعه:
سوال های نفس گیر از اهل سنت (مرض قلبیها وارد نشوند)
تمام پیامبران جانشین داشتند، ولى!!!
شما سنی ها  از طرفى، در کتب روایى خود، از رسول اکرم نقل مى‏کنید که فرمود : تمام پیامبران داراى وصى و وارث بودند : « لکلّ نبیّ وصیّ ووارث » تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۲ ص ۳۹۲ ؛ والریاض النضره، ج ۳ ص ۱۳۸، ذخائر العقبی، ص‏71 ؛ المناقب للخوارمى ص ۴۲ و ۸۵ .، واز قول سلمان فارسى نقل مى‏کنید که از حضرت رسول اکرم(صل الله علیه وآله) پرسید : هر پیامبرى براى خود وصى وجانشین داشت، وصى شما کیست؟ « إنّ لکلّ نبیّ وصیّاً، فمن وصیّک؟ » المعجم الکبیر، ج ۶ ص ۲۲۱ ؛ مجمع الزوائد، ج ۹ ص ۱۱۳ ؛ فتح الباری، ج ۸ ص ۱۱۴ . و از طرف دیگر مى‏گویید پیامبر(صل الله علیه وآله) کسى را به عنوان جانشین معیّن ننمود!
آیا در میان تمامى پیامبران الهى، رسول اکرم(صل الله علیه وآله) استثنا شده بود و این از خصوصیّات و ویژگى‏هاى حضرت بود؟ و یا بر خلاف سنّت تمام پیامبران عمل نمود؟
یا عبارت رسول اکرم(صل الله علیه وآله) عام است و خود حضرت را نیز شامل مى‏شود و سؤال سلمان نیز شاهد این عموم است .
آیا تا کنون در آیه شریفه : ( أولئک الّذین هدى اللّه فبهداهم اقتده ) الأنعام : ۹۰ . فکر کردیم که خداوند پس از ذکر اسامى پیامبران بزرگ، به رسول گرامى(صل الله علیه وآله) امر فرموده که از هدایت آنان متابعت نماید؟

پاسخ اهل سنت :
این مثل همون استدلال بهایی هاست ! آنها  وقتی که میخواهند خاتم النبین بودن  رسول الله را  منکر شوند تا برای بهاء الله جا باز کنند، همین را میگویند که چرا حضرت محمد مثل سایر پیامبران نیست ؟ و  چرا آخرین است؟ چرا تافته جدا بافته است؟، شما هم همان کار را دارید میکنید تا برای حضرت علی جا باز کنید، شما در برایر استدلال بهاییان که عین جمله شما را بکار میگیرند که چرا  وقتی بعد از هر پیامبری پیامبر دیگر می آمد و بعد از پیامبر  اسلام چرا نیاید؟  چرا پیامبر خصوصیت استثنایی دارد ؟چه دارید که بگویید
هر پاسخی که شما برای بهایی ها آماده کرده اید، همان پاسخ ما بشما در نبود نیامدن وصی نیز هست!
آیا اندیشدن چیز خوبی نیست؟

حالا  حضرت موسی چون  عصا داشت باید رسول الله هم میداشت؟!!
حالا چون توارات تحریف شده  و  چون قرآن و تورات هردو کتاب آسمانی هستند پس باید بگوییم که قرآن هم تحریف شده؟!! آیا شرم آور نیست اینگونه، مسایل را پیچاندن؟
وانگهی ما چند بار باید بشما بگوییم که خوارزمی را بعنوان دانشمند دینی اهل سنت قبول نداریم و چند صدبار باید بشما بگوییم که هرچه در کتب حدیث ما  نوشته همه اش بی کم و کاست  وحی منزل نیست. آیات قرآن نیست که شما به آن استدلال میکنید
اول ببینید حدیث صحیح هست یا نه !
این نکته پیش پا افتاده را  چند بار دیگر باید بشما کارشناسان!! بگوییم تا درک و فهم کنید؟
حدیث لکل نبی وارث نه فقط صحیح نیست که ضعیف هم نیست!! چیزی بدتر است شیخ آلبانی میگوید موضوع  و ساختگی و جعلی است
ابن جوزی این حدیث را در کتاب موضوعات ( جعلیات ) آورده  است.
 
امام ذهبی در کتاب احادیث مختاره میگوید که این حدیث به خاطر بودن علی بن مجاهد در سلسله راویان غیر قابل قبول است و من در حیرتم که آخر چرا شیعه ذهبی را شاهد بر این حدیث میاورد.
سیوطی نیز آنرا ساختگی و موضوع میداند ( در کتاب اللآلی المصنوعه فی الأحادیث الموضوعه)
اما آنچه که از سلمان فارسی بنقل از معجم کبیر طبرانی نقل کرده دنباله اش این است ببینید:
رواه الطبرانی وقال : [ قول طبرانی ] : " وصیی " أنه أوصاه بأهله لا بالخلافه . وقوله : " وخیر من أترک بعدی " . [ یعنی ] : من أهل بیته صلى الله علیه و سلم
یعنی طبرانی میگوید مقصود حدیث این است که او بهترین فرد در اهلبیتش است نه بهترین فرد امتش، و این وصیت برای  فامیلش است نه برای خلافت!
پس ای شیعه وقتی قول طبرانی را میاری کامل بیار.

 
دوما: آدرس از امام ذهبی دادی اما نظرش را درباره حدیث منسوب به سلمان رضی الله عنه ننوشتی !! رای ذهبی در باره  حدیث سلمان این است:
(وفی إسناده ناصح بن عبد الله وهو متروک ) در اسناد حدیث راویی بنام ناصح بن عبدلله است که از او حدیث قبول نمیشود)
خلاصه ای دوستان شیعه ! آنچه که علمای شما سوالات کمر شکن مینامند چیزی نیست جز دست کاری متون و ناقص نقل کردن احادیث.

 
اما چرا رسول الله جانشین انتخاب نکرد:
اگر رسول الله جانشین انتخاب میکردند و آن جانشین خطا میکرد مردم میگفتند خطای او حق است، زیرا او منتخب رسول الله است
پس رسول الله جانشین تعیین نکردند، زیرا جانشین ا( با وجودی که با  وحی در تماس نبود )اما باز بخاطر انتخاب رسول الله صلی الله علیه وسلم، مقدس میشد و تقدس در اینجا خطرناک است و اگر برگزیده رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز جانشینی انتخاب میکرد او هم مقدس میشد تا امروز…. جانشین ها همه مقدس میبودند
حالا اگر یکی از این جانشینان، خطا میکرد آن اشتباه را، مردم حق میدیدند( زیرا برگزیده پیامبر معصوم است ) و اساس دین متزلزل میشد
مثلا اگر جانشین میگفت که، یک کیلو برنج، باید یک درهم باشد!! آنوقت این قانون میشد! و این قانون بتنهایی تمام اساس زندگی مردم متزلزل میکرد، و امروز دیگر کسی برنج نمیکاشت زیرا صرف نمیکرد و دین ما مضحکه کفار میشد !
پس بهمین دلیل رسول الله جانشین انتخاب نکردند و رسولان قبل از ایشان اگر جانشین داشتند، این عیبی نداشت چون آنها با وحی در تماس بودند، اما با  وفات پیامبر وحی قطع شد. وحی که قطع شد، جانشین الهی بی معنی و ناممکن است .

سوال پنجم شیعه:
عدم تعیین جانشین، عامل هرج و مرج
 شما مى‏گویید : رسول گرامى، این امّت رابدون تعیین خلیفه و جانشین رها نمود و از دنیا رفت، آیا رسول اکرم  تعیین خلیفه را به عهده امّت نهاد که به هر نحوى که صلاح دیدند و هر کسى را که پسندیدند به‏عنوان خلیفه انتخاب نمایند و خود حضرت هیچ سخنى در باره شرایط انتخابات و شرایط رهبرى وشرایط شرکت کنندگان در انتخابات را بیان نفرمودند؟
این کار قطعاً، معقول نیست، زیرا رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) در موقعیّتى از دنیا رفت که جامعه اسلامى در بدترین وضعیّت قرار داشت ؛ چون از طرفى دولت قدرتمند روم وایران، حکومت اسلامى را تهدید مى‏کردند، که اصرار حضرت مبنى بر تجهیز جیش اُسامه، بهترین گواه این مطلب است . و از طرف دیگر، منافقان، مشرکان ویهودیان هر روز مشکلى براى جامعه اسلامى ایجاد مى‏نمودند .
بدیهى است در چنین موقعیّتى اگر حاکم جامعه، یک فرد عادى بود جامعه را بدون جانشین رها نمى‏کرد، پس چگونه عقل مى‏پذیرد که رسول اکرم(صل الله علیه وآله) این جامعه را بدون تعیین خلیفه و جانشین گذاشته و رفته باشد؟ بااین‏که حضرت بیش از هر کسى غمخوار مسلمین بود وبراى رفاه آنان از هر تلاشى دریغ نمى‏ورزید وآیه شریفه : ( لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریص علیکم‏بالمؤمنین رؤوف رحیم ) التوبه : ۱۲۸ .، بهترین دلیل این سخن است .
افزون بر آن، اعتقاد به این چنین امرى، بالاترین اهانت به رسول خدا(صل الله علیه وآله) است که با این چنین تصمیمى، جامعه اسلامى را با سخت‏ترین مشکل مواجه ساخته، همان‏گونه که دکتر احمد امین دانشمند مصرى به صراحت مى‏گوید : پیامبر گرامى(صل الله علیه وآله) بدون اینکه جانشینى معیّن کند و یا چگونگى و شرایط تعیین حاکم را بیان کند از دنیا رفته و جامعه اسلامى را با مشکل‏ترین وخطرناکترین وضع مواجه ساخته است ؛  فجر الاسلام : ۲۲۵ . .
و هم‏چنین ابن خلدون مى‏گوید : محال است که جامعه را بدون رهبر و سرپرست رها کرد که عامل درگیرى میان مردم و سیاستمداران گردد، بدین جهت در هر اجتماعى نیاز مبرم به تعیین حاکمى است که جامعه را از هرج و مرج جلوگیرى کند ؛ مقدّمه ابن خلدون ص ۱۸۷ .


پاسخ اهل  سنت :

دوست گرامی شیعه، عملا ما دیدیم که رسول الله جامعه را بی جانشین رها کرد ولکن عملا  همان جامعه در بهترین وضع خود قرار گرفت، باور ندارید میتوانید از یزگرد ساسانی و قیصر روم و مسیلمه کذاب و حاکم مصر بپرسید که آیا کسانی که  بعد از رسول الله خلیفه شدند،ضعیف عمل کردند یا بهترین بودند
هان اگر اسلام در وقت ابوبکر و عمر و عثمان ضعیف بود،  باز میتوانستی این  تثوری مسخره را پیش بکشی، اما بعد از آن  کارنامه درخشان، این اگر و مگرهای کودکانه  برای چیست؟ آن دو ابر قدرتی که ما را از ان میترسانی توسط کی از بین رفتند؟
اگر ما از استدلالیونی چون شما  میبودیم میتوانستیم با همین استدلال بگوییم معقول نبود که رسول الله،  علی را جانشین اول خود انتخاب میکرد! چرا معقول نبود؟ برای اینکه از او  پس عمر و ابوبکر بر نیامد،  و برای اینکه بعد از عهده داری امر خلافت نتوانست یک استاندار شورشی را شکست دهد
و با استدلال شما میتوانیم بگوییم اما امام حسن که اصلا حرفش را نزن خودش خلافت را داد به امیر معاویه اصلا حوصله کشمکش را نداشت.
اما عقل ما بالاتر از این است که در دور استدلاهای  احمقانه سرگردان بمانیم،
فقط میخواستم بگویم این فلسفه بافی های شما، چقدر بیخردانه است!
ما میگوییم رسول الله نمیبایست برای بعد از خود  جانشین رسمی انتخاب میکردند { چون با وفات ایشان سلسله وحی قطع شد و جانشین الهی باید با وحی مرتبط باشد  }
اما هر صحابی به تنهایی جانشینی لایق برای بعد  رسول الله بود ( بخاطر تربیت عالی ) و  عملا دیدیم که چه خوب جانشینانی بودند. و تو ما را بعد از نابودی امپراطوری فارس و روم آز انها میترسانی!!!!!!

سوال شیشم شیعه:
عمر براى امت، دلسوزتر از پیامبر ( ص )!!

به نقل صحیح مسلم : حفصه به عمر گوشزد مى‏کند که کسى را به عنوان جانشین خود معیّن کند و به دنبال آن عبداللّه فرزند عمر، به وى مى‏گوید : اگر چوپان تو، شتران و گوسفندان را بدون سرپرست رها کند، به وى اعتراض خواهى کرد که چرا باعث نابودى آن‏ها گردیدى؟
پس به فکر این امّت باش ! و کسى را به‏عنوان خلیفه براى آنان تعیین کن! چون رعایت حال این امّت از مراعات وضع شتران و گوسفندان لازم‏تر است
صحیح مسلم، ج ۶ ص ۵، کتاب الإماره، باب الاستخلاف وترکه ؛ مسند أحمد، ج ۱ ص ۴۷ ؛ المصنّف لعبد الرزاق، ج ۵ ص ۴۴۸ . .
هم‏چنین عایشه به وسیله عبد اللّه بن عمر به عمر پیام مى‏دهد: امّت محمّد را بدون چوپان رها مکن وکسى را به عنوان جانشین تعیین نما، چون واهمه آن دارم که آنان گرفتار فتنه گردند
الإمامه والسیاسه بتحقیق الشیری، ج ۱ ص ۴۲ و بتحقیق الزینی، ج ۱ ص ۲۸ . .
و همین‏طور، معاویه که به قصد گرفتن بیعت براى یزید وارد مدینه شد، در جمع صحابه و ضمن گفتگو با عبداللّه بن عمر گفت : من وحشت دارم، که امّت پیامبر را همانند گوسفند بدون چوپان رها سازم و بروم‏.
 تاریخ الطبری، ج ۴ ص ۲۲۶ ؛ الإمامه والسیاسه بتحقیق الشیری، ج ۱ ص ۲۰۶، وبتحقیق الزینی، ج ۱ ص ۱۵۹ . .
ومطابق نقل ابن سعد در طبقات، عبد اللّه بن عمر به‏پدرش گفت : اگر چنانچه کسى را که وکیل تو بر روى زمین‏هاى کشاورزى است، فرا خوانى، آیا کسى را جایگزین آن خواهى کرد یا خیر؟ گفت : آرى!
و پرسید : اگر کسى را که گوسفندان تو را چوپانى مى‏کند فراخوانى، کسى را به جاى آن قرار خواهى داد یا خیر؟ گفت : آرى!
طبقات ابن‏سعد، ج‏3، ص‏343 ؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۴ ص ۴۳۵ .
آیا این بالاترین اهانت به رسول خدا نیست که به اندازه عایشه و حفصه و معاویه، به فکر امّتش نباشد؟! وآنان را بدون رهبر رها سازد؟! و آیا کسى نبود به رسول اکرم(صل الله علیه وآله) تذکر دهد که کسى را به عنوان جانشین تعیین کند؟! و یا از حضرت، راه و روش تعیین خلیفه را سؤال نماید؟!

پاسخ اهل سنت:
 ای مرد ترا گفتم که چرا رسول الله نمیتوانست جانشین انتخاب کند باز اینجا را بخوان:
www.islamtxt.net/content/question/572

و بعد بخاطر بسپار که انتخاب عمر و عثمان و علی  مثل انتخاب کیم ایل سونگ یا احمدی نژاد  نبود،  آنها توسط  فرد یا عده ای پیشنهاد شدند و امت قبول کردند اگر مردم نمیخواستند حضرت عمر خلیفه شود او که سپاه پاسداران نداشت تا  آنها را سرکوب کند
باز بدان که برای انتخاب خلیفه ما دستوری نداریم این بستگی به اوضاع زمان دارد همین شماها که شیعه هستید و دولت دارید آیا روش انتخاب رهبرتان را از کی گرفته اید؟  معلوم است که خودتان قانون انتخاب رهبر را  با عقل خود و  مطابق  با شرایط زمان خود تان وضع کرده اید پس وقتی که مجبور شوید از عالم خیال میایید بیرون !!!  و از آسمان میایید زمین!!
همین خمینی مرد چرا جانشین نداشت؟ همین خامنه ای چرا جانشین ندارد ؟
او در سن هفتاد سالگی از کجا مطمئن است که فردا زنده باشد

عمل خود را ببینید و جیغ و  دادهایتان را ببیند !!
شما حتی وقتی مجتهد هایتان میمیرند  هم وقت مرگ جانشین انتخاب نمیکنند !!
آخر این عقاید شما آنقدر بچه گانه است که آیت الله بهجت وقت مرگ نتوانست به آن
عمل کند و خامنه ای و خمینی هم نتوانستند و نه میتوانند!!!!!!!
                                                                                                        سجودی

مقاله پیشنهادی

هنگام اختلاف با پدر چگونه با وی صحبت کنم؟

سوال: در اسلام هنگامی که سوء تفاهمی میان پدر و پسر رخ می‌دهد چگونه می‌توان …