نهی از ساختن بناء بر روی قبر و ترغیب به خراب کردن آن (قسمت اول)

Home انجمن ها اهل بیت نهی از ساختن بناء بر روی قبر و ترغیب به خراب کردن آن (قسمت اول)

این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 0 کاربر است ، و آخرین بار توسط  دانش در 9 سال، 7 ماه پیش بروز شده است.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته ها
  • #1284

    دانش
    کاربر

    با سلام / به همه شيعيان خصوصا جناب (بدلی) فتنه افکن در این سایت که فکر نکنم چندان اصالتی داشته باشه ….آیا بعد از خواندن  این حقایق اقرار میکنی که امیر المومنین شما و ائمه تان در مذهب ضد قبر پرستی وهابیت بودند یا نه؟؟؟؟

     1- امام صادق ؛ مي فرمايد: (كلما جعل على القبر من غير تراب القبر فهو ثقل على الميت).
     يعني: «هر چيزى كه غير از خاك خود قبر بر روى قبر گذاشته و يا ريخته شود بر مرده سنگينى مي كند»(1).
    2- از امام صادق ؛ روايت است كه رسول الله ص فرموده اند: ((نهى أنه يُزاد على القبر تراب لم يخرج منه))(2).
     «نهى فرمودند جز خاكى كه از خود قبر بيرون آورده شده خاك ديگرى بر آن ريخته شود».

    3 ـ اميرالمؤمنين ؛ فرمودند: (من جدد قبراً، أو مثل مثالاً فقد خرج من الإسلام)(3).
     «كسي كه قبری را باز سازی كند يا تمثالی بسازد يقيناً و بدون شک از اسلام خارج شده است».

    4 ـ از امام صادق ؛ روايت است كه اميرالمؤمنين ؛ فرمود: ((بعثنى رسول الله ص إلى المدينة فقال: لا تدع صورة إلاَّ محوتها، ولا قبراً إلاَّ سويته، ولا كلباً إلاَّ قتلته))(4). «رسول خدا ص مرا به مدينه فرستاد و فرمود: هر عكسى را ديدى نابود كن، و هر قبرى را ديدى هموارش كن، و هر سگى را ديدى بكش».

      5 ـ از امام صادق ؛ روايت است كه گفت: اميرالمؤمنين ؛ فرمود: ((بعثني رسول الله ص في هدم القبور وكسر الصور))(5). «رسول الله ص مرا فرستادند تا اينكه قبرها را هموار كنم و بتها را بشكنم».


     6 ـ از علي بن جعفر روايت است كه از امام موسى كاظم پرسيدم: آيا ساختن قبر و نشستن بر آن جايز است؟ فرمود: ((لا يصلح البناء عليه ولا الجلوس ولا تجصيصه ولا تطيينه))(6).
    «ساختن قبر و نشستن بر آن و گچ كردن و گل کردن آن جايز نيست».


     7 ـ از امام صـادق ؛ روايـت است كه گفت: ((نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم أن يُصلى على قبر أو يُقعد عليه أو يُبنى عليه أو يُتكأ عليه))(7).
    «رسول الله ص از نماز خواندن بر روى قبر، و نشستن بر آن، و ساختن بنا بر روى آن، و تكيه زدن به آن را منع فرمودند».

     8 ـ از امام صادق ؛ روايت است كه مي فرمود: ((لما قبض أمير المؤمنين ؛ أخرجه الحسن والحسين ورجلان آخران حتي إذا خرجوا من الكوفة تركوها عن أيمانهم ثم أخذوا الجُبّابة حتى مروا به إلي الغريّ فدفنوه وسووا قبره فانصرفوا))(8).
      «هنگامى كه اميرالمؤمنين ؛ فوت نمود حسن و حسين و دو نفر ديگر ايشان را حمل كردند تا اينكه از كوفه بيرون رفتند….و آنگاه ايشان را دفن كردند و قبرش را با زمين هموار نمودند و رفتند».


    شيخ طائفه ابوجعفر طوسي مى نويسد: دفن كردن مرده در هيچ مسجدى جايز نيست. همچنين مي نويسد: گچ كردن قبر، و در سايه قرار دادن قبر، و قيام كردن دركنار قبر، و بازسازى آن بعد از خراب شدنش، مكروه است. البته اگر در هنگام دفن، خاک قبر مرتب شود اشكالى ندارد(9).

    و عمادالدين بن علي طوسي مي نويسد: نوزده چيز مكروه است از جمله: گچ كردن قبر، و سايه قرار دادن قبر، و مجاورت قبر، و بازسازي آن بعد از خراب شدنش(10).
    9 ـ از امام صادق ؛ روايت است كه رسول الله ص از اينكه بر قبر ايشان نماز خوانده شود، يا نشسته شود، يا باز سازى شود، منع فرموده اند(11).

    بلند ساختن قبر
    از خلال روايات وارده در كتب تشيع آنچه بر مى آيد اين است كه قبر فقط از چهار انگشت تا يك وجب بلند مى شود، كه از چهار انگشت كمتر، و از يك وجب بيشتر جايز نيست.
    روشن است كه اگر بلند ساختن قبر طورى كه در بعضى جوامع رايج است درست بود، نيازى نبود كه امامان از بلند كردن آن منع كنند، يا براى آن مقدارى مشخص كنند، ما در اينجا چند روايت بر مى گزينيم:


    روايت اول: از امام باقر ؛ روايت است كه گفت: رسول گرامى ص به امير المؤمنين ؛ فرمودند: ((يا علي، ادفنى في هذا المكان وارفع قبري من الأرض أربع أصابع، ورشّ عليه الماء))(12).
    «اى علي مرا در اينجا دفن كن، و قبرم را چهار انگشت از زمين بلند كن، آنگاه بر آن آب بپاش».

    روايت دوم: از امام جعفر صادق روايت است كه ايشان از پدرش امام باقر نقل ميكند: ((أنَّ قبر رسول الله ص رفع شبراً من الأرض، وأنَّ النبي ص أمر برشّ القبور))(13).
    «قبر رسول الله ص يك وجب از زمين بلند شد، و پيامبر ص دستور دادند كه پس از دفن مرده بر قبر آب پاشيده شود».

    روايت سوم: از امام صادق و ايشان از پدرش و پدرش از امير المؤمنين علي  روايت مى كند كه قبر پيامبر ص يك وجب و چهار انگشت از زمين بلند شد و برآن آب پاشيده شد، و فرمود: ((والسنة أن يرشّ على القبر الماء))(14). «سنت اين است كه بر قبر آب پاشيده شود».

    روايت چهارم: از امام صادق ؛ روايت است كه فرمود:‌ ((إنَّ أبي قال لي ذات يوم في مرضه: إذا أنا متُّ فغسّلني وكفّني وارفع قبري أربع أصابع ورشّه بالماء))(15). «هنگامى كه پدرم مريض بود روزى به من فرمود: هرگاه مُردم مرا بشوييد و كفن كنيد قبرم را چهار ا نگشت  از زمين بلند كن  و آنگاه  بر آن  آب  بپاش».

    روايت پنجم: امام صادق ؛ فرمود: ((إنَّ أبي أمرني أن أرفع القبر عن الأرض أربع أصابع مفرجات، وذكر أنَّ رش القبر بالماء حسن))(16).
    «پدرم به من دستور داده است كه قبرش را چهار انگشت جدا از يكديگر از زمين بلند كنم، و فرمود كه آب پاشيدن بر قبر خوب است».

    روايت ششم: همچنين از امام صادق ؛ روايت است كه فرمود: ((إنَّ أبي أمرني أن أرفع القبر عن الأرض أربع أصابع مفرجات، وذكر أنَّ رش القبر بالماء حسن، قال: توضأ إذا أدخلت الميت القبر))(17).
    «پدرم به من دستور داد كه ارتفاع قبر ايشان را از زمين چهار انگشتِ باز قرار دهم و فرمودند: كه پاشيدن آب بر قبر خوب است و فرمود: پس از اينكه جنازه را داخل قبر گذاشتى وضو بگير».


    روايت هفتم: از محمد بن مسلم روايت است كه گفت: از يكى از دو امام (باقر يا صادق) در بارهء ميت پرسيدم فرمود: ((تسلم من قبل الرجلين وتلزق القبر بالأرض إلاَّ قدر أربع أصابع مفرجات: تربع وترفع قبره))(18). «از طرف پاها بگير و آنرا داخل قبر بگذار، و جز مقدار چهار انگشت  باز,  قبر  ر ا  با  زمين  هموار  كن».

    روايت هشتم: از طريق محمد بن مسلم از امام باقر ؛ روايت است كه گفت: ((يدعي للميت حين يدخل حفرته ويرفع القبر فوق الأرض أربع أصابع))(19).
    «براى ميت دعا شود و قبر به اندازه ى چهار انگشت از زمين بلند شود».

    روايت نهم: از امام صادق ؛ روايت است كه فرمود: ((يستحب أن يدخل معه في قبره جريدة رطبة، ويرفع قبره من الأرض قدر أربع أصابع مضمومة، وينضح عليه الماء ويخلى عنه))(20).


    «مستحب است كه با او شاخهء ترى در قبر گذاشته شود و قبرش به اندازة چهار انگشت بسته, از زمين بلند شود، آنگاه بر او آب پاشيده شود، سپس به حال خودش رها شود».
    محمد آخوندى شارح كافي در شرح جمله «يخلى عنه» مينويسد: ((أي لا يعمل عليه شيء آخر من جص وآجر وبناء ولا يتوقف عنده بل ينصرف عنه))(21).
    «هيچ چيز ديگرى بر او گذاشته و ساخته نشود، نه گچ، نه آجر، و نه ديوار، و كنار قبر نايستند بلكه بلافاصله برگردند».
    سپس اضافه مى‎كند روايات ديگرى وجود دارد كه هر كدام از اين امور را تأييد مى كند.

    روايت دهم: در روايت طولانى كه در آن وفات موسى بن جعفر ؛ ذكر شده آمده است: ((فإذا حملت إلى المقبرة المعروفة بمقابر قريش فألحدوني بها ولاترفعوا قبر? فوق أربع أصابع مفرجات))(22).«هنگامى كه جنازه ى مرا بر دوش گرفتيد و به قبرستان معروف قريش برديد در قبرى دفنم كنيد كه لحد داشته باشد و قبرم را چهار انگشتِ باز, بيشتر از زمين بلند نكنيد».

    روايت يازدهم: محمد بن جمال الدين عاملي معروف به شهيد اول مى نويسد: ((ورفع القبر عن وجه الأرض بمقدار أربع أصابع مفرجات إلى شبر لا أزيد ليعرف فيزار فيحترم))(23). «قبر فقط بايد به اندازه چهار انگشتِ باز تا يك وجب بلند شود از ترس اينكه مبادا شناخته شود و مورد رفت و آمد و احترام (خلاف شرع) قرار گيرد».

    روايت دوازدهم: شيخ طائفه أبو جعفر طوسي مي نويسد: ((فإذا أراد الخروج من القبر فليخرج من قبل رجليه ثم يطم القبر ويرفع من الأرض مقدار أربع أصابع ولا يطرح فيه من غير ترابه))(24).
    «كسى كه جنازه را در قبر مى گذارد هنگامى كه مى خواهد از قبر بيرون بيايد از طرف پا بيرون بيايد، سپس قبر پر شود و به اندازه ى چهار انگشت از زمين بلند شود، و غير از خاك خود قبر چيز ديگرى بر آن ريخته يا گذاشته نشود».

    (1) من لا يحضره الفقيه 1/135.
    (2) فروع الكافي 3/202، وسائل الشيعة 2/864.
    (3) من لا يحضره الفقيه 1/135، وسائل الشيعة 2/868.
    (4) وسائل الشيعة 2/869، 3/62.
    (5) وسائل الشيعة 2/870.
    (6) الاستبصار 1/217، وسائل الشيعة 2/869.
    (7) الاستبصار 1/482، وسائل الشيعة 2/769، و 895.
    (8) أصول الكافي 1/458 ـ كتاب الحجة ـ باب مولد أمير المؤمنين صلوات الله عليه رقم 11.
    (9) النهاية ص 44.
    (10) الوسيلة إلى نيل الفضيلة ص 62 چاپخانه الآداب نجف.
    (11) وسائل الشيعة 3/454.
    (12) أصول الكافي 1/450، وسائل الشيعة 2/856.
    (13) وسائل الشيعة 2/857، علل الشرائع ص 307.
    (14) وسائل الشيعة 2/858.
    (15) فروع كافي 3/200، وسائل الشيعة 2/857.
    (16) فروع كافي 3/140، وسائل الشيعة 2/857.
    (17) وسائل الشيعة 2/857.
    (18) فروع كافي 3/195، وسائل الشيعة 2/85.
    (19) فروع الكافي 3/201، وسائل الشيعة 2/856.
    (20) فروع الكافي 3/199، وسائل الشيعة 2/856.
    (21) حاشيه 3 فروع كافي 3199.
    (22) عيون أخبار الرضا 1/84، وسائل الشيعة 2/858.
    (23) اللمعة الدمشقية 1/410.
    (24) النهاية ص 39.

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.