آیا از نظر فقه اهل سنت، نماز علی بر فاطمه صحیح است؟!

Home انجمن ها اهل بیت آیا از نظر فقه اهل سنت، نماز علی بر فاطمه صحیح است؟!

این جستار شامل 0 پاسخ ، و دارای 0 کاربر است ، و آخرین بار توسط  محمد بدلی در 9 سال، 7 ماه پیش بروز شده است.

در حال نمایش 15 نوشته (از کل 22)
  • نویسنده
    نوشته ها
  • #1281

    محمد بدلی
    کاربر

    بي نامش آغاز نکنم

    عبد الرحمن جزیری در کتاب "الفقه على المذاهب الأربعة" در باب «مباحث صلاة الجنازة» و ذیل «مبحث الأحق بالصلاة على الميت» می نویسد:

    حنفی ها می گویند: اگر حاکم حاضر باشد مقدم است، سپس نائبش که امیر شهر است، سپس قاضی، سپس رئیس پلیس، سپس امام زنده اش اگر افضل از ولی میت باشد. سپس ولی میت و اقوام ذکور به ترتیب نکاح، یعنی اول پسر، سپس پسر پسر تا پائین، سپس پدر، سپس جد تا بالا. سپس برادر تنی، سپس برادر پدری، سپس فرزند برادر تنی، و همین طور اقارب فرد. و اگر ولی ای نداشت، همسرش مقدم می شود، سپس همسایگان.
    و اگر میت به کسی وصیت کرده باشد که او را غسل دهد یا بر وی نماز بخواند، وصیت وی باطل است و نافذ نیست.
    حنبلی ها می گویند: شایسته تر برای نماز، وصی عادل است، پس اگر میت وصیت کند که فردی عادل بر وی نماز بخواند او از همه مقدم تر است. سپس حاکم، سپس نائبش، سپس پدر میت تا بالا، سپس پسرش تا پائین. سپس بستگان نزدیک بر حسب ترتیب میراث، سپس خویشاوندان، سپس همسر فرد. پس اگر اولیای میت در نزدیکی مساوی باشند، مثل برادران و عموها، افضل آن ها مقدم است. و اگر در همه ی جهات با هم برابر بودند، چنانچه درگیری باشد، قرعه کشی می شود. و اگر ولی میت نائب بگیرد در منزلت او خواهد بود و از کسانی که بعد او هستند مقدم است؛ به خلاف نائب وصی میت که در منزلت وصی نیست.
    شافعی ها می گویند: شایسته ترین فرد پدر میت است تا بالا، سپس پسرش تا پائین. سپس برادر تنی، سپس برادر پدری، سپس فرزند برادر تنی، سپس فرزند برادر پدری، و به همین ترتیب بر حسب ترتیب میراث. پس اگر فرد نزدیکی نبود، آزاد شده ی میت مقدم است، سپس اقوام ذکور میت بر حسب نزدیکی. پس از آن امام اعظم (حاکم) یا نائبش، سپس خویشاوندان به ترتیب نزدیکی. و به هنگام تساوی در درجه مثل دو پسر، فرد مسن تر مقدم است، بعد فرد فقیه تر، بعد فرد قاری تر، بعد فرد متقی تر.
    پس اگر میت وصیت کند کسی بر وی نماز بخواند، که بنابر آنچه ذکر شد در تقدم استحقاق ندارد، وصیتش نافذ نیست.
    مالکی ها می گویند: محق ترین فرد برای نماز بر میت، کسی است که میت وصیت کرده باشد وی بر او نماز بخواند؛ اگر وصیت به امید دعای خیر وصیت شونده باشد، و الّا نه. سپس خلیفه و او همان امام اعظم (حاکم) است، اما نائبش نه حنفی ها می گویند: نائب حق تقدم دارد، اگر نائب او در حکم و خطبه باشد. سپس نزدیک ترین اقوام ذکور، یعنی اول پسر، سپس پسرش، سپس برادر، سپس پسر برادر، سپس جد، سپس عمو، سپس پسر عمو، و همین طور. پس اگر اقوام ذکور در نزدیکی با میت یکسان بودند، آن که از نظر فقه یا حدیث یا مانند آن افضل است مقدم می شود. و نه حنفی ها می گویند: نماز خواندن نباید از اقوام ذکور میت خارج شود، به خلاف سید که حق دارد نماز بخواند و بعد از اقوام ذکور قرار داد. پس اگر فرد ذکور یا سیدی نبود، بیگانگان در خواندن نماز یکسان هستند، مگر آن که افضل از بقیه است، مانند نماز جماعت.

    مبحث الأحق بالصلاة على الميت
    في الأحق بالصلاة على الميت اختلاف في المذاهب؛ مذكورة تحت الخط
    (الحنفية قالوا: يقدم في الصلاة عليه السلطان إن حضر، ثم نائبه وهو أمير المصر، ثم القاضي، ثم صاحب الشرطة، ثم إمامه الحي إذا كان أفضل من ولي الميت، ثم ولي الميت على ترتيب العصبة في النكاح، فيقدم الابن، ثم ابن الابن، وإن سفل، ثم الأب، ثم الجد، وإن علا، ثم الأخ الشقيق، ثم الأخ الأب، ثم ابن الأخ الشقيق، وهكذا الأقرب فالأقرب، كما هو مفصل في "باب النكاح" فإن لم يكن له ولي، قدم الزوج، ثم الجيران، وإذا أوصى لأحد بأن يصلي عليه أو بأن يغسله فهي وصية باطلة لا تنفذ، ولمن له الحنفية قالوا: التقدم أن يأذن غيره في الصلاة.
    الحنابلة قالوا: الأولى بالصلاة عليه إماماً: الوصي العدل، فإذا أوصى بأن يصلي عليه شخص عدل قدم على غيره، ثم السلطان، ثم نائبه، ثم أب الميت، وإن علا، ثم ابنه، وإن نزل. ثم الأقرب فالأقرب على ترتيب الميراث، ثم ذوو الأرحام، ثم الزوج، فإن تساوى الأولياء في القرب كإخوة أو أعمام، قدم الأفضل منهم على ترتيب الإمامة، وقدم تقدم في صلاة الجماعة، فإن تساووا في جميع جهات التقديم أقرع بينهم عند التنازع، وإذا أناب الولي عنه واحداً كان بمنزلته، فيقدم على من يليه في الرتبة، بخلاف نائب الوصي، فلا يكون بمنزلته.
    الشافعية قالوا: الأولى بإمامتها أب الميت، وإن علا، ثم ابنه، وإن سفل، ثم الأخ الشقيق، ثم الأخ لأب، ثم ابن الأخ الشقيق، ثم ابن الأخ لأب، وهكذا على ترتيب الميراث. فإن لم يكن قريب قدم معتق الميت، ثم عصبته الأقرب فالأقرب، ثم الإمام الأعظم، أو نائبه، ثم ذوو الأرحام الأقرب فالأقرب، ويقدم الأسن في الإسلام العدل عند التساوي في درجة، كابنين، ثم الأفقه، والأقرأ، والأورع؛ وإذا أوصى بالصلاة عليه لغير من يستحق التقدم ممن ذكر فلا تنفذ وصيته.
    المالكية قالوا: الأحق بالصلاة على الميت من أوصى الميت بأن يصلي عليه إذا كان الإيصاء لرجاء بركة الموصى له، وإلا فلا، ثم الخليفة، وهو الإمام الأعظم، وأما نئبه فلا الحنفية قالوا: له في التقدم، إلا إذا كان نائباً عنه في الحكم والخطبة، ثم أقرب العصبة، فيقدم الابن، ثم ابنه، ثم الأخ ثم ابن الأخ، ثم الجد، ثم العم، ثم ابن العم، وهكذا، فإن تعددت العصبة المتساوون في القرب من الميت تقدم الأفضل منهم لزيادة فقه، أو حديث، ونحو ذلك، ولا الحنفية قالوا: لخروج غير عصبة الميت، في التقدم بخلاف السيد فله الحق، ويكون بعد العصبة، فإن لم يوجد عصبة ولا سيد، فالأجانب سواء إلا أنه الأفضل منهم، كما في صلاة الجماعة، وقد تقدم).

    اختلاف شدید این مذاهب را ببینید! از نظر حنفی ها و شافعی ها وصیت به نماز باطل است، در حالی که از نظر حنبلی ها و مالکی ها اولی ترین فرد به نماز، کسی است که به این کار وصیت شده است! به این ترتیب نماز امیرمومنان علی (علیه السلام) بر حضرت زهرا (علیها السلام) از نظر احناف و شافعیان باطل و مردود است!!!
    حال اگر مولا را به عنوان پسرعموی پدر حضرت زهرا (علیها السلام) در نظر بگیریم، جزء ذوی الارحام یعنی خویشاوندان خواهد بود. اما اگر به رتبه بندی های فوق توجه کنید، متوجه می شوید که در هر چهار مذهب فقهی، حاکم وقت متقدم بر خویشاوندان است.
    اگر مولا را به عنوان همسر حضرت به حساب آوریم هم فرقی نمی کند؛ زیرا فقط احناف و حنبلیان متعرض همسر میت شده اند، و هر دو وی را پس از خویشاوندان جای داده اند. شافعیان و مالکی ها هم که اصلا برای همسر میت، محلی قائل نیستند!

    به این ترتیب از نظر فقه اهل سنت، نمازی که مولا علی (علیه السلام) به عنوان پسر عموی پدر یا همسر بر حضرت زهرا (علیها السلام) خوانده صحیح نبوده، بلکه ابوبکر به عنوان خلیفه و امام برای خواندن نماز دارای حق تقدم بوده است!

    حال اهل سنت باید میان دو چیز یکی را انتخاب کنند:

    1- نمازی که مولا خوانده صحیح نبوده است. در واقع سرور زنان بهشت به امری وصیت کرده که باعث ابطال نماز میتش شده است!!! و علی (علیه السلام) هم به عنوان یکی از ده نفر وعده داده شده به بهشت – از نظر اهل سنت – دست به کاری زده که باعث شده نماز میت سرور زنان بهشت، باطل شود!!!!!
    2- نمازی که مولا خوانده صحیح بوده است. در واقع ابوبکر خلیفه و امام آن زمان نبوده و مولا علی (علیه السلام) به عنوان امام زمان حضرت زهرا (علیها السلام)، بر جنازه اش نماز گزارده است.

    #2396

    بسم الله الرحمن الرحیم.اولا اهل سنت اقوالی قبول می کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آن بوده واتفاق اهل سنت این است که

    ۱.نماز میت فرض کفایه است چیزی که برادران بارها در پاسخ اینها گفته اند اما نمی فهمند

    ۲.اولی ترین فرد به غسل میت کسی است که خودش وصیت کرده مثلا پدر را پسر غسل دهد بخاطر نزدیکی وبعد بقیه نزدیکان

    و در مورد زنان کسی را که وصیت کرده

    واگر هم وصیت نکرده مشکلی نیست والان در زمان ما غسالخانه مرده ها را غسل میدهند

    وشوهر همسرش را غسل دهد بخاطر حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم به سیده عائشه الصدیقه( ما ضرك لو متِ قبلي فغسلتك …….. )

    وزن شوهرش را غسل دهد بخاطر فعل ابوبکر الصدیق که وصیت کرد همسرش او را غسل دهد)حديث صحيح رواه أحمد ، رسالة ( الغسل والكفن ) للشيخ مصطفى العدوي ( صفحة 46 ) .
    7- أخرجه عبدالرزاق في المصنف ( رقم 6117 )

    ونماز هم همینطور اگر کسی به نماز نرسید می تواند بر روی قبر نماز میت بخواند وفرض کفایه است واگر هم نخواند مشکلی نیست

     

    ودر مورد نماز اتفاق بر این است که (امام مسحِد نماز بخواند واگر نشد و وصیت میت به کسی که بر او نماز بخواند مشکلی ندارد

    ودر فتح القدیر هم آمده(۲/۱۱۷ اگر سلطان بود او نماز بخواند اگر حاضر نوبد قاضی اگر حاضر نبود امام حی منظور امام مسحِد و اگر حاضر نبود ولی میت)

    پس اگر فرض شما بگرییم که ابوبکر الصدیق اولی تر بوده باز نماز علی بر فاطمه صحیح است زیرا ولی میت و کسی که به آن وصیت شده است هم می تواند نماز بخواند بر میت)

    و اولی بودن یا نبودن خللی در صحت نماز وارد نمی کند

     

    #2402

    محمد بدلی
    کاربر

    بی نامش آغاز نکنم

    آقای هاشمی! دروغ تو روز روشن؟!

    شما حتی در صلوات بر آن حضرت هم از ایشان تبعیت نمی کنین! رسول خدا کجا گفته صلوات بر من را ابتر و بدون ذکر "آل" بفرستین؟!

    گفتید: اتفاق اهل سنت بر این است که اولی ترین فرد به غسل میت کسی است که خودش وصیت کرده.

    دروغ به این گندگی جناب هاشمی؟! کدوم اتفاق؟! یه کم بالا رو بخونید تا متوجه بشید شافعی ها و حنفی ها همچین وصیتی رو باطل می دونن!

    پس حضرت زهرا طبق فقه اهل سنت نمی تونسته وصیت کنه.

    این اولا و اما ثانیا چرا ابوبکر حاضر نبود؟! اتفاقا سوال ما همینه! چرا ابوبکر حاضر نبود؟! 

    البته ما براش جواب داریم، چون حضرت زهرا فرموده بودند ابوبکر نباید باشه. و این که چرا ابوبکر نباشه رو عایشه مشخص کرده:

    فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد و از او روی گرداند، و تا وقتی زنده بود با او سخن نگفت.  … و وقتی از دنیا رفت، علی خودش بر فاطمه نماز خواند و او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد!

    فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت … فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر وصلى عليها .
    صحيح البخاري، ج 4 ص 1549
    صحيح مسلم، ج 3 ص 1380

    اینو بذارید کنار این حدیث:

    حضرت رسول به فاطمه فرمود: خداوند به خاطر غضب تو خشمگین شده و با رضایت تو راضی می شود.

    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة : إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك .

    هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه .
    المستدرك، الحاكم النيسابوري، ج 3 ص 167
    رواه الطبراني واسناده حسن .
    مجمع الزوائد، الهيثمي، ج 9 ص 203

    #2404

    سجاد
    کاربر

     سلام

    جناب بدلی شما حرف های زدونقیض می زنید یکجا می گویید ابوبکر کاملا خبر داشت چون دخترش فاطمه را غسل داد اینجا می گویی امام علی خودش ابوبکر را خبر نکرد پس این مشکل ابوبکر نیست اگر خبرش می کردند حتما می رفت جواب اون یکی هم قبلا دادم اما شما هر روز دو مطلب در تالار می اورید که تکراری شاید ما این ونبینیم ودلتون خوش باشه که جواب ندادند اگر می خواهی دروغ بگویی حرفهاتون را یکی کنید تا شرمنده نشوید برو قسمت توحید جواب سوالم را بده دیگه حرف تکراری بسته تا نشونتون بدهم شما در اصل توحید مشکل دارید امدید روی چه بحث می کنید توحید اصل دین اگر اون مشکلاتان حل شد باز هم از این سوالات تکراری بپرسید باشه

    #2405

    خودت هم نمی دونی چه می نویسی یک بار آقای اربلی عالم شما می گوید ابوبکر الصدیق وعائشه  آمد برای این کار اما اسماء گفت فاطمه وصیت کرده کسی داخل نیاید خوب آنها وظیفه خود را انحِام دادند فاطمه نخواست آیا این گناه ابوبکر الصدیق است؟

    پرسیدی حِرا ابوبکر الصدیق حاضر نشد ؟ابوبکر الصدیق هر وقت می گفتند حاضر بود وصیت سیده فاطمه اینطور بوده است به ابوبکر الصدیق حِه ربطی داره؟

    آیا اصلا نماز خواندن برمیت احِباری است؟کی گفته این رو؟

    اصلا نماز نخوند بر فاطمه حالا که حِی ؟

    فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر وصلى عليها

    بیا حالا اینطوری میگه ؟

    حالا فاطمه یا علی؟

    اینحِا هم علی صدا نزده ابوبکر الصدیق رو گناه ابوبکر حِیه این وسط؟

    رضی الله عن سیدنا ابوبکر الصدیق که این اباطیل بی سروته شما روافض از مقام والای صدیق اکبر کم نمی کند

    واما در مورد صلوات اهل سنت پیروی می کنند صد در صد از رسول الله

    صلوات ابراهیمی عقب هر اذان را ما می دهیم نه شما روافض

    صلوات ابراهیمی را ما در تشهد می دهیم نه شما روافض

    واما حدیث صلوات ابتر صحیح نیست

     

    #2407

    واين هم از كتب رافضه كه اولى ترين شخص به نماز بر ميت را همسر و نزديكان مى داند

    (باب)

    * (من أولى الناس بالصلاة على الميت) *

    4499 – 1 – علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن بعض أصحابه، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: يصلي على الجنازة أولى الناس بها أو يأمر من يحب.

    4500 – 2 – محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن الحسين بن سعيد، عن القاسم ابن محمد، عن علي بن أبي حمزة، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قلت له:

    المرأة تموت من أحق بالصلاة عليها؟ قال: زوجها، قلت: الزوج أحق من الاب و الولد والاخ؟ قال: نعم ويغسلها.

    4501 – 3 – علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن إسماعيل بن مرار، عن يونس، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: سألته، عن المرأة تموت من أحق أن يصلي عليها؟ قال: الزوج، قلت: الزوج أحق من الاب والاخ والولد؟ قال: نعم.

    4502 – 4 – علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن محمد بن يحيى، عن طلحة بن زيد، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: إذا حضر الامام الجنازة فهو أحق الناس بالصلاة عليها.

    4503 – 5 – عدة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن بعض أصحابنا، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: يصلي على الجنازة أولى الناس بها أو يأمر من يحب.

    كافى كلينى صفحه178 جز3

     

    #2410

    محمد بدلی
    کاربر

    بی نامش آغاز نکنم

    آقا سجاد سلام بر شما

    اتفاقا ما هم دقیقا اعتقاد داریم که شما در توحید مشکل دارید! زیرا خدای شما دارای دست و پا و انگشت و ساق و موست و به قول یکی از علمایتان خدا جز … همه چیز دارد!!! نستجیر و نعوذ بالله.

    البته خدای شما فرق های دیگری هم با خدای ما دارد. مثلا خدای شما امت را پس از رسول خدا به حال خویش رها کرده، اما خدای ما مهربان تر از ابوبکر و عمر و معاویه بوده و برای رسول خدا جانشین مشخص کرده است! (توضیح: نفرات یاده شده برای جانشینی خود خیلی به فکر بوده اند؛ یکی وصیت نامه نوشته، دیگری شورا به پا کرده و سومی در زمان حیاتش پسر را به ولیعهدی نشانده است!)

    اما راجع به آنچه گفتی حرف هایم یکی نیست. بگذار کل ماجرا را یک بار برایت تعریف کنم.

    رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) از دنیا می رود. در حالی که جنازه اش بر زمین است، عده ای که حرص دنیا چشم شان را کور کرده، به سوی سقیفه می شتابند. پس از چند سخنرانی انتخاباتی و زد و خوردی فیزیکی، سه نفر (عمر، ابوعبیده و …) ابوبکر را به خلافت بر می گزینند. خلیفه ابوبکر اموال حضرت زهرا (علیها السلام) را بلوکه می کند. حضرت خمس، فدک و ارث را از ابوبکر طلب می نماید، ولی او از ردّ آن ها به ایشان خودداری می نماید. خلیفه سپس برای بیعت گرفتن اجباری از مولا علی (علیه السلام) گروهی را به سرکردگی عمر بن خطاب به خانه ی حضرت می فرستد. عده ای به زور وارد خانه ی او شده جنینش را کشته و خودش را کتک می زنند. حضرت در بستر بیماری می افتد. ابوبکر و عمر برای عیادت و عذرخواهی نزد حضرت می آیند. اما ایشان نه تنها عذرشان را نمی پذیرد بلکه قسم یاد می کند که حتی یک کلمه هم با آنان سخن نگفته، و شکایت خود را نزد پدر ببرد. در این ایام اسماء بنت عمیس (همسر ابوبکر و نه دخترش پسر جان!) به دلیل ارتباط عمیقی که با بنی هاشم و مخصوصا اهل بیت دارد، در کنار حضرت قرار می گیرد و پیشنهاد ساخت تابوت را به حضرت می دهد. حضرت به امیر مومنان وصیت می کند که  خودش به همراه اسماء عهده دار غسل ایشان شوند. همچنین از آنجا که بر آن دو نفر غضبناک است، وصیت می کند که شبانه و به دور از چشم همه دفن شود. مخصوصا نمی خواهد که آن دو بر جنازه اش نماز بخوانند. حضرت از رنج ها و صدماتی که بر وی وارد آمده شهید شده و از دنیا می رود. با مرگ ایشان ولوله ای در مدینه به پا می شود و همه و به خصوص ابوبکر و عمر برای تشییع، نماز و دفن حضرت جمع می شوند. اما امیر مومنان که قصد دارد به وصیت عمل کند، می گوید مراسم به تعویق افتاده است. اسماء همچنان در خانه ی علی (علیه السلام) است و به همراه ایشان به غسل حضرت می پردازد. در میانه ی شب در حالی که همه گمان می کنند مراسم به فردا موکول شده، حضرت مولا به همراه فرزندان، تنی چند از بنی هاشم و نیز اصحاب خاص شان بر جنازه نماز گزارده و آن را دفن می کنند. فردا صبح ابوبکر و عمر که متوجه می شوند نتوانسته اند بر جنازه نماز بخوانند، حضرت مولا را مواخذه نموده و تصمیم به نبش قبر می گیرند! اما حضرت تهدید می کند که اگر دست به چنین کاری بزنند، همه را از دم تیغ می گذراند. و آن ها دست می کشند.

    این کل ماجرا بود، حالا اگر جائی از آنچه در بالا گفتم، با آنچه قبلا نوشته ام تضادی دارد، لطفا بگو.

    ****

    جناب هاشمی! پاسخ شما هم در متن بالا بود، اگر دریابید. اما آنچه از احادیث شیعه آوردید، ظاهرا خودتان هم نخواندید. زیرا در این روایات آمده اولی ترین فرد برای نماز، امام است اگر حاضر باشد. در مورد حضرت زهرا هم امامش حاضر بوده و نماز خوانده. این اولا و اما ثانیا ما طبق فقه اهل سنت نشان دادیم که وصیت حضرت زهرا صحیح نبوده و سرور زنان بهشت به حکم این مساله واقف نبوده و نمازش مردود شده! (نعوذ بالله) این اهل سنت هستند که فقه شان در این زمینه با رفتار دو معصوم بلکه دو صحابه از نظر شما ناسازگار است. ثالثا شما در تمام کتب و نوشته هایتان صلوات را ابتر و ناقص می نویسید. و این خلاف دستور حضرت است. البته شما در این زمینه نصب و عداوت خود را با "آل محمد" نشان می دهید و حقیقت واقعی اهل سنت را که مایه هائی ناصبی دارد نشان می دهید! اصطلاح اهل سنت و جماعت چیزی است که امثال معاویه دشمن خدا، رسول و وصی رسول ساختند!!

    #2412

    من دوباره احادیث را می آورم تا معلوم شود چه  کسی احادیث را نخوانده

     – 1 – علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن بعض أصحابه، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: يصلي على الجنازة أولى الناس بها أو يأمر من يحب.

     

    محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن الحسين بن سعيد، عن القاسم ابن محمد، عن علي بن أبي حمزة، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: قلت له:

    المرأة تموت من أحق بالصلاة عليها؟ قال: زوجها، قلت: الزوج أحق من الاب و الولد والاخ؟ قال: نعم ويغسلها.

     علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن إسماعيل بن مرار، عن يونس، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: سألته، عن المرأة تموت من أحق أن يصلي عليها؟ قال: الزوج، قلت: الزوج أحق من الاب والاخ والولد؟ قال: نعم.

     

    این همه احادیث که می گوید همسر اولی تر است وفقط در یک روایت می گوید اگر امام باشد او اولی تر است و در حدیث دیگر می گوید هرکسی که وصیت کرده ودوست دارد.

    ما هم اتفاق اهل سنت را بیان کردیم که موردی ندارد وصیت کردن میت برای غسل را نماز از فعل ابوبکر الصدیق و رسول الله پس حرف شما بی اساس است قول معروف ومتفق آن است که گفتم حالا می خوای قبول کن نمی خوایی هم میل خودت

    در مورد صلوات هم در پست قبلی پاسخ دادم و انسان عاقل با یک اشاره می فهمد اما شما فاقد عقل هستید مشکل اینحِاست

     

     

    #2413

    بسم الله الرحمن الرحیم

    واما در مورد اقوالی که آوردی فقط اقوال اختلافی را آوردی بله علما در این باب اقوال مختلف دارند اما کسی نگفته میت حق ندارد وصیت کند که کسی بر او نماز بخواند واین از فعل صحابه وابوبکر الصدیق ثابت شده

    رای احناف در این مورد( السلطان إن حضر أو نائبه أحق بالصلاة على الميت بسبب السلطنة، ولأن في التقدم عليه ازدراء به، فإن لم يحضر فالقاضي؛ لأنه صاحب ولاية، فإن لم يحضر فيقدم إمام الحي؛ لأنه رضيه في حياته، فكان أولى بالصلاة عليه في مماته، ثم يقدم الولي الذكر)

    همانطور که می بینیم (اولی سلطان و سپس نماینده او قاضی است وامام حی زنده منظور امام مسحِد وسپس می گوید ولی مرده یعنی اگر کسی وصیت کند که نزدیکانش بر او نماز بخوانند مشکلی ندارد )

     

    رای مالکیه وحنابله(أحق الناس بالصلاة على الميت: من أوصى الميت أن يصلي عليه، عملاً بفعل الصحابة، فقد أوصى أبو بكر أن يصلي عليه عمر، وعمر أوصى أن يصلي عليه صهيب، وعائشة أوصت أن يصلي عليها أبو هريرة، وأم سلمة أوصت أن يصلي عليها سعيد بن زيد)

    فکر می کنم نیاز به ترحِمه نداشته باشد

    واما رای شافعیه(أن الولي أولى بالإمامة من الوالي، وإن أوصى الميت لغير الولي، لأن الصلاة حقه، فلا تنفذ وصيته بإسقاطها كالإرث، لأن المقصود من الصلاة على الجنازة هو الدعاء للميت، ودعاء القريب أقرب إلى الإجابه)

    (امام شافعی هم می گوید اگر میت وصیت کردی کسی بر او نماز گذارد مشکلی ندارد زیرا نماز حق اوست و اصلا دلیل نماز بر میت دعای برای میت است و دعای نزدیکان نزدیکتر به احِابت است)

    پس شبهه شما باطل است ونماز علی بر همسرش صحیح است و از این خنده دارتر نمی شود که شما روافض یک موضوع بسیار ساده را برای عوام فریبی بپيچانید

     

    #2421

    سجاد
    کاربر

     سلام

    خوب شما که می گویی ما از نطر توحید مشکل داریم  اما در بحث توحید گفتی وقت ندارم برای عوامل فریبی وقت دارید اما برای توحید نه خوب اینکه ما اعتقاد به جسمیت خدا داریم این حرفی که شما روافض به ما اهل سنت وجماعت نسبت می دهید اولین کسی که اعتقاد به جسمیت خدا داشت هشام رافضی بود که از اجداد خودتان است و ما در این مورد مثل سایر موارد بارها جواب داده ایم اما چه کنیم شما یا از سر نفهمی تان جواب رو نمی گیرید یا خودتان را به نهفمی می زنید اخر چقدر سوال تکراری خودتان خسته نمی شوید حالا بنده مختصر به جواب اشاره می کنم خداوند در قران می فرماید ید الله یعنی دست خدا دیگر ما نیاوردیم که بگوییم دست خدا جسم  است یا مثل دست شخصی است ما بدون هیچ تفسیر وتوضیح وهمچنین تشبیه فقط می گوییم یدالله وبس وبرای سایر موارد هم همین طوره اما شما چون می خواهید همیشه با قران مخالفت کنید می گویید نه این طور نیست جالب اینکه دلیلی هم ندارید به عنوان مثال خداوند می فرماید مومنان در قیامت خدا را می بینند شما می گویید این حرف کفر است لقاح پروردگار بارها در قران امده یا خداوند می فرماید ابراهیم به پدرش اذر گفت شما می گویید نه اقا اذر عموی ابراهیم  بوده این از عادت شماست جناب تعجبی در ان نیست حالا هم که خداوند می فرماید دست خدا وهمچنین می فرماید شما چشمهای او را درک نمی کنید ولی او چشمهایتان را درک می کند وهو یدرک ابصار و… شما می گویید نه هرکه گفت خدا چشم دارد یا دست دارد کافر است در حالی می فرماید من ادم را با دو دست خودم افریدم ولی چه کار کنیم اخوند رافضی مغز شما را فاسد کرده است ثانیا ما کسی که خدا را به چیزی تشبیه کند از دایره ی دین خارج می د انیم پس این اراجیف را همان بهتر پای منبر روضه بگویید نه اینجا 

    اما در مورد افسانه ای که تعریف کردید خیلی سندش مشخص بود ممنونم ولی امام علی  اگر واقعا این کار را کرده باشد برخلاف سنت پیامبر عمل کرده چون پیامبر می فرماید در دفن کردن جنازه تعجیل کنید خوب وصیت فاطمه مهم یا گفته ی پیامبر وبعدش دیگر نگویید چرا امام ابوبکر نیامد خودتان گفتید امده اما امام علی نگذاشته پس ابوبکر چکار کند تازه ناراحت هم شده که فردایش امام علی را مواخذه کرده پس دیگر از این اراجیف وداستان را نبافید ثالثا اگر ما بیاییم کمی عقلی فکر کنیم این جنازه چطور چندین ساعت مانده و بو وفاسد نشده نکرده و در اخر اینکه می گویید مخفیانه دفنش کردند خودت گفتی اسماء فاطمه را غسل داده  وامکان ندارد ابوبکر بی خبر باشد ولی حالا می گویید بی خبر بوده این هم از تناقضی که گفتی

    #2432

    moslem
    کاربر
    هم در مذهب حنابله وهم شوافع وهم مالکیة جواب برای ایشان بود. یعنی سه مذهب از مذاهب اهل سنت به ایشان جواب دادند. وموافق با عمل علی وفاطمه است.
    در ثانی اینها زمانی است که اختلاف پیش آید که کدامیک مقدمند، نه اینکه فضیلت شرعی است. یعنی مثلا اگه خلیفه گفت من باید بخونم مقدم اونه یا پسر عمو یا شوهر، و….
    اینها چه ارتباطی با این بحث داره؟

    من تعجبم از برخی دوستان است، که وقت گرانبهاشون را صرف بحثهای بی مورد می کنند.
    لطف کنید برای نجات شیعه از منجلاب شرک وخرافات باید تلاشهای بسیار کرد.
    یکی از آن همین رفتار این اقای خرافی است. آخه این بحثه که ایشون روش مانور داده است.

    #2446

    محمد بدلی
    کاربر

    بی نامش آغاز نکنم

    آقای هاشمی! یه عینک برای خودت بخر آقا جون! هر وقت خریدی حدیث چهارم رو بخون. من اینجا می ذارم برات تا راحت تر ببینیش:

    إذا حضر الامام الجنازة فهو أحق الناس بالصلاة عليها.

    ترجمه که نمی خواد؟ می خواد؟

    من توضیح دادم که خبر کردن ابوبکر هیچ کاری نداشت. مخصوصا که زنش هم در مراسم بود. اما کسی اونو خبر نمیکنه.

    این اولا. اما ثانیا ما طبق فقه اهل سنت داریم بحث می کنیم نه احادیث شیعه که شما اهل سنت اونو قبول ندارید. ظاهرا نفهمیدی که مشکل چیه. ما بر طبق روایات و فقه مون مشکلی در وصیت یا نماز مولا بر جنازه ی حضرت زهرا نداریم. ولی فقه شما اهل سنت این وصیت رو باطل می دونه. البته شما به دروغ نوشتی:

    کسی نگفته میت حق ندارد وصیت کند که کسی بر او نماز بخواند

    پس اینو حتما ما شیعه ها گفتیم:

    حنفی ها می گویند: اگر میت به کسی وصیت کرده باشد که او را غسل دهد یا بر وی نماز بخواند، وصیت وی باطل است و نافذ نیست.

    شافعی ها می گویند: پس اگر میت وصیت کند کسی بر وی نماز بخواند، که بنابر آنچه ذکر شد در تقدم استحقاق ندارد، وصیتش نافذ نیست.

    الحنفية قالوا: وإذا أوصى لأحد بأن يصلي عليه أو بأن يغسله فهي وصية باطلة لا تنفذ.
    الشافعية قالوا: وإذا أوصى بالصلاة عليه لغير من يستحق التقدم ممن ذكر فلا تنفذ وصيته.

    با عنایت به این که شافعی ها اصلا برای زوج حرفی نزدن طبق فرمایش آقای جزیری.

     همه ی فرقه های اهل سنت می گن: امام از فامیل و شوهر جلوتره. وقتی ابوبکر امام باشه و نماز نخونه، معلوم میشه اصلا امام نیست! این شاه کلید این بحثه.

    البته عدم حضور ابوبکر با وصیت حضرت زهرا، خودش بزرگ ترین دلیل بر نارضایتی اون حضرت بر ابوبکر هست. البته امثال شعبی اومدن و گفتن: ابوبکر پوزش خواست و حضرت پذیرفت!!!! خیلی احمقانه است واقعا.

    راجع به صلوات هم معلومه عاقل کیه، عاقل کسیه که از دستور پیغمبر تبعیت می کنه و صلوات رو ابتر نمی فرسته. عاقل اونیه که خودش رو تو جهنم نمی ندازه با رد قول پیغمبر مبنی بر وصایت و ولایت جانشین بحقش علی! آره معلومه عاقل کیه!

    #2448

    محمد بدلی
    کاربر

    بی نامش آغاز نکنم

    آقا سجاد! اجازه بده بحث توحید بمونه واسه یه جای دیگه. فعلا همیم قدرکوتاه بگم که دیده شدن خدا مساوی با جسم دانستن او و ما منکر جسمانیت هستیم و لقا رو جور دیگه تفسیر می کنیم. بگذریم.

    بله ماجرا رو براتون تعریف کردم، نه افسانه رو. سندش هم تو کتب ما هست. گرچه میشه رگه هائی از اونو تو کتابهای شما هم دید که فعلا محل بحث نیست.

    چهار تا اشکال گرفتید که به زودی بهتون جواب میدم اگه خدا بخواد.

     

    #2449

    بسم الله الرحمن الرحيم

    اين رافضى مشكل عقلى دارد وفكر مى كند ديگران هم مانند خودش هستند

    برات احاديثى آوردم كه زوج مقدم است بر نماز بر همسرش واين را نمى توانى انكار بكنى

    بعدا گفتى (ابوبكر را كسى خبر نمى كند)خوب مرد حسابى خبرش نكردند گناه ابوبكر چيست?مگر ابوبكر الصديق ويا خليفه بايد در كوچه وخيابان بگردد وبر كسانى كه مرده اند نماز بخواند?

    مثال مى زنم شايد بفهمى مثلا ميزنه الان تو ميميرى كسى منو خبر نمى كنه بر تو نماز بخونم خوب گناه من چيست?مى خواستند خبر كنند

    همينطور على رضى الله عنه مى خواست خبر كنه به ابوبكر الصدىق چه ربطى دارد??

    من اقوال اهل سنت را آوردم برات دوباره تكرار نمى كنم من از توى رافضى بهتر از مذهبم باخبرم متوجه هستى كه ?يا اينم نمى فهمى?!

    حرف خنده دار ديگرى كه زدى(همه ی فرقه های اهل سنت می گن: امام از فامیل و شوهر جلوتره. وقتی ابوبکر امام باشه و نماز نخونه، معلوم میشه اصلا امام نیست! این شاه کلید این بحثه.)

     

    اين حرف تو شاه كليد بحث نيست بلكه نشان دهنده اين است كه حالت خوش نيست خودت اول مى گويي ابوبكر الصديق را خبر نكردند حالا دوباره مى گويى ابوبكر در نماز شركت نداشت حالت خوبه?زياد در حسينيه تبر بر سرت نزدى?

    اگر اينطور باشد كه گفتى خيلى از افراد هم هستند حتى از اصحاب على در زمان خلافت او كه وفات كردند وعلى بر آنها نماز نخواند كسى ديگر نماز خواند پس امامت على هم باطل است

     

     

    برو پسر سينه زنى دير نشه تو نمى خواد به صلوات ياد بدى پس خداوند هم ناصبى هست زيرا مى گويد(ان الله وملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنو صلو عليه وسلمو تسليما)

    قبلا هم ثابت كردم كه اهل سنت آل را در صلوات مى آورند در عقب اذان و تشهد..

    در مورد ولايت موهوم و مضحك هم نياز به پاسخ نيست در همين سايت برادران نصرهم الله ولايت را تكه تكه و لگد مال كردند .

    #2453

    hamshahri
    کاربر

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    استاد بزرگوار جناب بدلی عزیز :

    احسنت بر شما …

    درد این قوم در تناقضات عقیدتی و فقهی و غیره بیشتر از این مسائل است …

    به نکته بسیار جالبی اشاره نموده اید !!!

     

     

در حال نمایش 15 نوشته (از کل 22)

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.